در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال

16001
نسخه عربی

عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال

7
  •  میخانه افراد می‌روند، می‌روند حالا یك غلطی می‌كنند و بعد هم یك توبه می‌كنند و خدا ازشان می‌گذرد، مگر چی كار كردند؟ حالا ما او را می‌دانیم آی می فروشی شراب فروشی، كار غلط است ولی آنچه را كه تغییر پیدا نمی‌كند و باید به فكرش بود این است.

  •  یك وقت مرحوم آقا می‌فرمودند ما در آن جریاناتی كه شروع كرده بودیم برای مطالب و اصلاحات و فلان و كه خودشان در [كتاب‌] وظیفه فرد مسلمان نقل كردند این مطالب را، می‌فرمودند ما تصورمان بر این بود كه بالاخره از همه افراد به این مطالب، آنهایی هستند كه خودشان مبلغ هستند، وقتی كه یك حركتی را شروع بكنیم اول نداء پذیرش و لبیكی كه می‌شنویم از همین افراد همنوع خودمان هست، از همین افرادی هست كه خودشان یك عمر مردم را به این مطالب دعوت می‌كنند، به این مسائل دعوت می‌كنند، وقتی كه وارد گود شدیم دیدیم اول افرادی كه جلوی ما ایستادند همین‌ها هستند، یعنی همه جور افراد آمدند و خود را نسبت به این مطالب منقاد و مطیع نشان دادند و حالت پذیرش و قبول را از خودشان اعلام كردند ولی كمر ما شكست از همین همنوع‌های خودمان كه آمدند در مقابل ما سنگ انداختند و چوب لای چرخ می‌گذاشتند، توجه كردید؟

  •  این را كی‌می‌گوید؟ این را یك شخصی می‌گوید كه در این گونه مطالب هست، خب قضیه چیست؟ مطلب چیست؟ مطلب این است كه ما به آن مبانی كه از بزرگان بهمان ارائه شده توجه نكردیم، گوش ندادیم، چند سال پیش یادتان می‌آید چی گفتم؟ گفتم به مبانی بزرگان باید عمل كرد. به چیزی كه یقین نداری پا جلو مگذار، تا اطمینان نداری قدم برندار، تا نسبت به یك جریانی مطمئن نیستی حركت نكن، نگفتم؟ نگفتم؟ خب چی شد؟ نتیجه‌اش چیه؟ حالا این مسئله باید مورد توجه قرار بگیرد، این قضیه باید مورد دقت قرار بگیرد، بزرگان همیشه مطالب را فرمودند و كسی كه بخواهد راه خدا را برود با عرض معذرت می‌خواهم خدمتتان عرض كنم با مزاح و شوخی و شعار نمی‌تواند برود. بهتر است اینها را ما كنار بگذاریم، اگر بخواهیم این حرفها را جلوی این و آن و در نوشتن‌هایمان برای به دست آوردن دل این و آن انجام بدهیم با وجدان خودمان چه كنیم؟ با فطرت خود چه كنیم؟ و با سوال‌های پس از این چطور می‌توانیم كنار بیاییم؟ آنوقت مجبوریم به چی؟ هی توجیه، هی اینجور بود! هی آنجور بود، آن شرائط این شرائط،