أهمیت همت عالی در سیروسلوک
5میفرمایند، مثلا فرض كنید كه راجع به بایزید بسطامی كه از بزرگان از اهل معرفت بود و قبرش الان در بسطام است و شاگرد امام صادق علیه السلام بود. شش سال شاگردی امام صادق علیه السلام را میكرد اینها چیزهایی است كه خیلیها انكار میكنند، وقتی در انكار باز باشد خود امام صادق را هم انكار میكنند شاگردهایش كه سهل است! شش سال شاگرد امام صادق بود سقای امام صادق بود میرفت آب میآورد برای امام صادق علیه السلام، دربانی میكرد، افراد را راه میداد پذیرایی میكرد، پذیرایی میكرد و خلاصه در منزل امام صادق بود دیگر، و خب كارش را هم میكرد و حضرت هم خلاصه آن را باید به آنجایی كه برسانند میرسانند كه نقل میكنند بعد از شش سال یك روز امام بهش فرمودند فلان كتاب كه آن بالای رفحه است آن را بردار بیاور، میگوید كدام رف؟ رف آن فرورفتگیهای دیوار كه توش چراغ یا كتابی [یا] چیزی میگذاشتند كه محفوظ بماند. حضرت میفرمایند تو شش سال است اینجا هستی هنوز نمیدانی بالای سرت رف است؟ تو هنوز ...؟ میگوید از وقتی كه آمدم چشمم به شما افتاد دیگر چشمم جای دیگری را ندید خب ببینید این در چه مرحلهای بوده؟ این حرفها شوخی نیست،
بعضیها میآیند فرض كنید كه اول چیزی كه نگاه میكنند به در و دیوار آدم است، به فرش آدم است، به سنگ است به چراغ است به باغچه و ...! این دنبال باغچه است، این دنبال فرش و در و دیوار و آینه است، این دنبال پرداختن به ظاهر است! حالا یك آقایی هم آنجا نشسته خب خدا خیرش بدهد، دو تا كلمه هم ازش میشنویم، او میگوید شش سال است من اصلا چشمم بالایی را ندید از وقتی كه آمدم دارم به شما نگاه میكنم، ببینید تفاوت در كجاست؟ همت در كجاست؟ مقصد در كجاست؟ آن یكی میآید پیش امام صادق علیه السلام نگاه میكند ببیند امام صادق علیه السلام چند تا نوكر و كلفت و اینها در خانهاش است، میشمارد این یكی، این دو تا، این سه تا، خب حالا سه تا بد نیست اگر چهار و پنج تا شد چطور مثلا فرض كنید كه پنج تا اینجا افراد خدمتكار است؟ نمیدانم چی چی است؟ و این حرفها ....!

