نظام تربیتی عالم وجود
3نحوی است كه حتی رسول خدا، كه واسطه فیض بین خدا و بین همه ممكنات هست، و هرچه به همه عوالم وجود از انسان و غیر انسان و عوالم و اینها میرسد، از دریچه رسول خداست، تا الآن كه الآن است، و تا خدا كه خدایی خواهد كرد، هرروز دارد به علم پیغمبر اضافه میشود. علمی كه نبوده! اگر باشد كه اضافه نمیشود؛ معنا ندارد. علمی كه نبوده، دارد اضافه میشود! یعنی سیر در مرتبه ذات، كه همان ظهورش در اسماء كلیه و صفات كلیه است، سیرْ تا خدا خدایی میكند است؛ نه در یك حدّ كه انسان به مرتبه كمال برسد، خب تمام شد! دیگر تمام مطالب روشن شد، دیگر تمام حقایق روشن شد، دیگر تمام مسائل، دیگر هرچه ته و توی خدا بود، درآوردیم! هرچه بوده، این دیگر لریاش، این دیگر ... نه! اینطوری نیست! مسئله به این كیفیت نیست!
میفرمودند من الآن در این بیمارستان به یك مطالبی رسیدم كه تا به حال بر من مخفی بود و این لطف پروردگار است به انسان كه برای انسان این مسائل باید روشن بشود، این حقائق باید روشن بشود، و فقط از كتاب نیست، از شنیدن نیست. برسد! انسان باید بهش برسد، و برایش مشخص بشود.
علی كلّ حال، ایشان میفرمودند كه: یكی از افراد، وقتی كه من در منزل بودم، هنوز به بیمارستان نیامده بودم، یكی از افراد، یكی از دوستان ایشان بود و بعد فوت كرد، و خودِ او هم در طهران یك جلساتی داشت، افراد زیادی هم با اورفت و آمد میكردند، ولی دیگر مرحوم آقا با او ارتباطی نداشتند. همان كسی كه مدّعی بود دیگر نیازی به استاد نیست، و مرحوم آقا از او تعبیر به یك زارع كرده بودند در كتب خودشان؛ همین ایشان. و خب سوابقی داشتند با مرحوم آقا.
این آمده بوده در منزل به عنوان عیادت و رو كرده بود به ایشان كه: خب! با هم رفیق بودند دیگر! سابق خیلی رفیق بودند خب آقای آسیدمحمدحسین! البته ایشان سنشان از مرحوم آقا بیشتر بود همهاش كه دیگر نمیشود، آخر شما به كتابت و تألیف و این مسائل بخواهید بپردازید، حالا بالاخره یك مقداری هم باید به او پرداخت! داشت مثلا آقا را نصیحت میكرد. باید یك مقداری به او پرداخت و خدا این چیزها را پیش میآورد بر این كه انسان بیشتر توجه به او بكند.

