نظام تربیتی عالم وجود
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحيم
وصلَّى اللَه عَلَى سيّدنا و نبيّنا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّيبين الطّاهرين و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعينَ
خیلی خوشوقتیم از زیارت رفقا و دوستان، بعد از اینكه بنده مطلع شدم از نظر دوستان خودمان بر ممانعت از زیارت رفقا، خلاصه اصرار كردیم: خب؛ شوق خودمان را چه كنیم كه میخواهیم رفقا را ببینیم؟ خب دیگر در یك محدودهای اجازه دادند كه چند كلمهای در خدمتتان عرائضی داشته باشیم. انشاءاللَه برای فرصتهای دیگر اگر خداوند توفیق بدهد، مجال بیشتری پیدا بشود. علی كلّ حال باید تسلیم رضای خدا بود، كه هرچه او تقدیر كند. هرچه آن خسرو كند، شیرین بُوَد.
یادم هست در وقتی كه مرحوم آقا كسالت پیدا كرده بودند، یك كسالت چشم. چشمشان كسالت پیدا كرده بود، افتادگی شبكه ریتینگ، كه بهش دكولمان میگویند. ایشان آمده بودند [و] دیگر همه برنامهها و كارهایشان تعطیل شده بود و در بیمارستان كه تشریف داشتند من در خدمت ایشان بودم، دو هفتهای طول كشید.
یك روز در بیمارستان من به ایشان گفتم كه آقا این قضیهای كه برای شما پیش میآید چیست؟ خلاصه ما نفهمیدیم! یا قلبتان درد میكند، یا چشمتان، یا دیسك كمر كذایی و یا سنگ صفرا و اكتر و امثال ذلك، اینها قضیهاش چیست؟ ظاهرا كلكسیونتان دارد تكمیل میشود!
ایشان فرمودند: نه! هنوز یك مقداریش مانده! هنوز مانده.
گفتم: حالا میشود برای ما بگویید كه این ...، آخر با آن وضع و با آن كیفیت، اصلا نمیگنجید در ذهنمان، نمیگنجید كه این چگونه میشود؟
فرمودند كه: آسیدمحسن! من الآن در چه سنی هستم؟ الآن، در این بیمارستان كه بیمارستان لبافینژاد بود و همان قسمت چیز ... من در این بیمارستان، حقائقی برایم روشن شد كه تا الآن روشن نشده بود!
ببینید! یك ولی خدا! در آخر عمر، آنهم در آخر عمر! وقتی كه پیغمبر میفرماید ربّ زدنی فیك تحیرا1، آن پیغمبرش! خدایا، هر لحظه تحیر و حیرت مرا نسبت به مراتب اسماء و صفات لا یتناهی خودت بیشتر بگردان، خب این حكایت از چه میكند؟ حكایت از این میكند كه مراتب علم ربوبی به
- ١. الفواتح الالهية و المفتاح الغيبية، ج ١، ص ٢٧٦.

