اهمیّت طهارت قلب و دوام ذکر خدا و عزلت در سیروسلوک
8عبادت، به مقام عبودیّت درآمدن است و منحصر در [کاری نیست]. بله، یکی از اقسام عبادت، خدمت به خلق خداست. امّا جناب سعدی، «جز» به معنای «ما و الاّ» است و دلالت بر حصر میکند؛ شما این حصر را از کجا درآوردهاید که فرمودید: «عبادت بهجز خدمت خلق نیست»؟! بنا بر کدام آیه و کدام روایت؟! اینجا خداوند علیّ أعلیٰ در روز قیامت مچ انسان را میگیرد و محاکمه میکند که بیا از عهدۀ این عبارت و شعری که گفتی و در السنۀ مردم انداختی بر بیا! تا میگوییم: «آقاجان بیا نماز بخوان!» میگویند: «دست بردار؛ عبادت بهجز خدمت خلق نیست!» آیا واقعاً به خلق خدا خدمت میکند یا به شکم خدمت میکند؟! دروغ میگوید؛ به خلق هم خدمت نمیکند! اگر کسی نماز خواند میتواند به خلق خدا خدمت کند، اگر کسی بندۀ خدا شد و در راه عبودیّت آمد، میتواند راه خدمت را بشناسد؛ و الاّ هیچ نمیشناسد!
قرب به خدا و رفع حجابها بهواسطۀ دوام ذکر و یاد خدا
ذکر خدا انسان را به خدا نزدیک میکند؛ چون ذکر خدا حجاب را از بین میبرد و هرچه ذکر قویتر باشد حجاب بیشتری از بین میبرد. و لذا در قرآن مجید داریم:
﴿فَٱذۡكُرُواْ ٱللَهَ كَذِكۡرِكُمۡ ءَابَآءَكُمۡ أَوۡ أَشَدَّ ذِكۡرٗا﴾؛1 «یاد خدا کنید مثل اینکه پدرانتان را یاد میکنید، بلکه از این هم بیشتر!»
انسان وقتی که پدرش از دنیا رفته است، چه قسم همیشه یاد پدرش میکند و اصلاً او را فراموش نمیکند و همیشه آن سیما و چهرۀ پدر در نزد انسان است!
تفاوت نحوۀ دعا و ذکر خدا در عرفات و مشعر الحرام
﴿فَإِذَآ أَفَضۡتُم مِّنۡ عَرَفَٰتٖ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَهَ عِندَ ٱلۡمَشۡعَرِ ٱلۡحَرَامِ﴾؛2 «زمانی که آفتاب غروب کرد و از عرفات إفاضه و حرکت میکنید و بهسوی مشعر میآیید، خدا را در مشعر ذکر کنید!»
مشعر خوب جایی است! یک کوه هم به نام کوه قُزح دارد که اگر نزدیک شما بود، خوب است از کوه قزح هم بالا بروید؛ اگر هم دسترسی نداشتید نروید. البتّه مشعر زمین بزرگی است و انسان نمیتواند همه جایش را طی کند. امّا در عرفات روی کوه رفتن مستحّب نیست و جاهای پایین بنشینید. کسی که سفر اوّلش است، مستحب است: «أن یطَأَ مُزدَلَفَةَ برجلِه؛3 در مشعر قدم بگذارد و قدری راه برود.» نهاینکه در مشعر بخوابد و تمام شود، بلکه قدری حرکت کند و بر زمین قدم بگذارد و هر قسمی که دلش میخواهد، یاد خدا کند؛ چون حجاب از بین میرود. عرفات خارج از حرم است و کسی که تا الآن خارج از حرم بوده است و از ظهر تا غروب آنجا رفته و ایستاده و با این دعاها و گریهها و زاریها گفته است: «ای خدا، من خارج از حرم تو هستم، آیا من را به حرم راه میدهی؟!» اوّل غروب اجازۀ ورود به حرم داده میشود: «بهسوی حرم حرکت کنید!» و الآن شب در مشعر آمده است؛ مشعر حرم خداست و وارد در حرم خدا شده است. اینجا هرچه میخواهید یاد خدا کنید. درست است که در عرفات انسان باید یاد خدا کند، امّا آنجا دعا زیاد وارد است و ذکر وارد نیست. در عرفات هرچه میخواهید برای خودتان، پدر و مادرتان، اجداد، جدّات، ذویالحقوق، مرضیٰ، سفارشکنندگان و اسیران خاک دعا کنید؛ عرفات جای دعا است.4 امّا مشعر حرم است و انسان در حرم باید جمال محبوب را تماشا کند! وقتی خارج از حرم است، در میزند: «خدایا، بیچارهام؛ در را به روی من بستهای؟! زید التماس دعا گفته است، پدرم در جهنّم گرفتار است، قرض دارم؛ در را باز کن تا با تو صحبت کنم!» در عرفات جای دعاست، هرچه میخواهد دعا کند؛ امّا وقتی در باز شد و انسان در حرم و در مقابل جمال محبوب آمد، آنجا فقط یاد محبوب است، و این ذکر است! و لذا مشعر فقط جای [ذکر است].5
- سوره بقره (٢) آیه٢٠٠.
- سوره بقره (٢) آیه ١٩٨.
- الکافی، ج ٤، ص ٤٦٨.
- رجوع شود به الکافی، ج ٤، ص ٤٦٤.
- رجوع شود به الکافی، ج ٤، ص ٤٦٨ ـ ٤٧١.

