اهمیّت طهارت قلب و دوام ذکر خدا و عزلت در سیروسلوک
7ذکرهای دیگر مانند سبحان اللَه، الحمدلله، لا إله إلّا اللَه، اللَه أکبر هم ذکر است، ولیکن نماز جامع همۀ این ذکرها است؛ هم ذکر انسان با خداست و هم ذکر خدا با انسان است. چون در نماز باید قرآن بخوانیم و نماز بدون قرآن که دیگر نمیشود؛ انسان در نماز باید یک سوره بخواند و سوره کلام خدا با انسان است و انسان هم با خدا دارد صحبت میکند: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾،1 «سبحان ربّیَ العظیم و بحمده»؛ یادی که از او میکنیم و یادی که او از ما میکند، هر دو در نماز است. «أکثِرْ ذِکری! زیاد من را در خلوات یاد کن!» حالا انسان میخواهد به نماز باشد که بهترین از اذکار است!
اینکه بعضی گفتهاند: «نماز بهترین کارها نیست»، اصلاً غلطِ غلط است! اینها که عرض شد برای همین است؛ شخصی که به روح اسلام نزدیک باشد و از نقطهنظر تفکّر اسلامی به روح اسلام وارد باشد، میفهمد این شخصی که گفت: «حیَّ علیٰ خیر العمل را بردار»، اصلاً روح اسلام را مَس نکرده است و از اسلام جز یک ظاهر، چیز بیشتری نفهمیده است!
«زیاد مرا در خلوات ذکر کن!» اوّلاً: چرا میگوید: «مرا در خلوات زیاد ذکر کن»؟ و ثانیاً: چرا میگوید: «زیاد مرا ذکر کن»؟ انسان چرا زیاد یاد خدا کند، درحالیکه میتواند دنبال انفاقات و کارهای خیر برود؟
نقد قائلین به انحصار عبادت در خدمت به خلق
عبادت بهجز خدمت خلق نیست *** به تسبیح و سجّاده و دَلق نیست2 این شعر غلطِ غلط است! آخر به چه مناسبتی این حرفها را میزنید؟! «عبادت بهجز خدمت خلق نیست» یعنی چه؟! عبادت خدمت به خداست، عبادت بندگی خداست؛ خدمت به خلقِ خدا هنگامی قیمت دارد که انسان در مقام عبودیّت خدا باشد. آیا اگر انسان خدمت به خلق کند و از خدا غافل باشد، عبادت است؟! این عبادت شیطان است، این عبادت نفس امّاره است، این حبّ جاه است، حبّ ریاست است! شیطان هر شخصی را یک قِسم گول میزند؛ مثلاً بعضیها دوست دارند به خلق خدمت کنند و کارهای چشمگیر میکنند؛ پیکر کار بزرگ است، امّا برای خدا نیست و این کار قیمت ندارد!
- سوره حمد (١) آیه ٤.
- بوستان سعدی، باب اوّل، حکایت اتابک تُکله.

