أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
7دستهدوم خب افرادی بودند به این كیفیت نبودند شصت درصد بودند چهل درصد برای خودنگه میداشتند آنها هم آدمهای خوبی بودند، آنها هم افرادی بودند كه اصل صلاح بودند، اهل متابعت بودند ولی خب علی كلّ حال خدا همه را یك جور خلق نكرده است. آنها هم افرادی بودند كه میآمدند زیارت میكردند شبهای جمعه میآمدند كربلا ایشان را زیارت میكردند و انفاق میكردند و اهل رعایت بودند، اهل موازین بودند، اهل شرع بودند ولی خلاصه دیگر بالاخره دیگر میخواستند هم آن چه را كه مورد نظر ایشان هست انجام شود و هم ایشان هم تا حدودی با آن منویات، با آن مقاصد ایشان هم راه بیاید و بتوانند هر دو را تأمین كنند بر حسب خب هفتاد درصد بودند، شصت درصد بودند دیگر در این زمینه اختلاف در بین آنها بود. اینها هم كه یك دسته بودند.
دسته دیگر كه خب افرادی بودند كه فقط آمده بودند ببینید چه خبر است همین. سفرهای شاید ایشان را هم قبول نداشتند فقط میدیدند یك عده میآیند در آن جا و جمع میشوند و یك سفره هم پهن میشوند و آنهایی كه میآیند آن جا لابد چیزی هم با خودشان میآورند آن جا و بالاخره شب جمعهای را هم بد نمیگذرانیم و میآمدند حالا یا جا گیرشان نمیآور میآمدند منزل آقای حدّاد یا فرض كنید كه از افرادی كه میآمدند میخواستند بپرسند و پرس و جو كنند كه چه خبر است و چقدر اعتقاد دارند؟ چقدر باور دارند؟ چقدر به این مسائل خلاصه بیشتر به جنبه تفحّص میآمدند. الآن هم همین طور است. بله؟ بیشتر ببینند چه خبر است چه مسائلی هست دیگر چیز نهفتهای نیست. دیگر چیز مخفی نیست. یا اینكه اقای حدّاد هم همه چیز رو و همه چیز من یكدفعه به مرحوم آقا گفتم كه میگویند فلان قضیه فلان طوری است. مرحوم آقا فرمودند كه آقا چرا از راه دور خب بیایند در منزل ما ببینند چرا از راه دور بیا این خانهما است و این هم حرفهای ما و این هم چیز ما و ما هم چیز مخفی نداریم، چیز پنهانی نداریم بیایند. ببیند از راه دور چرا؟ از راه دور چرا؟ بله. اینها خب یك عدّه بودند به این كیفیت و به این نحو به این قسم بودند.

