در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك

14267
نسخه عربی

أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك

5
  •  در تجربه شخصی خودمان و هم آن چه را كه از بزرگان شنیدیم آن را صادقانه در خدمت دوستان قرار بدهیم علی كلّ حال اگر خودمان هم قابل و لایق برای این مسائل نیستیم نه پیدا می‌شوند افرادی كه می‌توانند این مطالب را بگیرند و روی آن كار كنند و به كار ببندند و راه خدا به عدد نفوس خلایق است یعنی هر شخص در نفس و ضمیر و سر و سویدای خود با خدا ربط دارد و این ربط را باید گرامی داشت و نباید مسامحانه از او عبور كرد علی كلّ حال آن چه كه ما وظیفه داریم اگر بتوانیم این امانت را در آن تصرّف نكنیم، خیانت نكنیم آن چه را كه بوده است از بزرگان و گذشتگان به افراد حاضر و نسل حاضر منتقل كنیم خب دیگر خیلی شاهكار كردیم الّا اگر بخواهیم دخل و تصرّف كنیم، كم و زیاد كنیم و بر حسب مصالح خود و منافع خود بخواهیم همین طوری كه دیدیم كردند و انجام دادند و كم و زیاد كردند و كارهایی كردند كه بدن آن بزرگان در قبر از آن مطالب به لرزه درآمد و می‌آید خب در این صورت ما روسیاه خواهیم بود و نسبت به آن مفاد و مبانی و دستورات بزرگان ما خیانت كردیم.

  •  لذا از این نقطه نظر بنده خیلی با صراحت خدمت دوستان آن چه را كه خودم دریافتم و قطع دارم كه همین است و می‌توانم در روز قیامت پاسخگو باشم آن را بنده خدمت رفقا عرض می‌كنم كه بسیار بسیار برای راهشان، برای سیرشان و برای حركتشان حكم عمود خیمه را دارد و حكم بنزین ماشین را دارد. ماشین بنزین نداشته باشد حركت نمی‌كند می‌ایستد آن مادّه محترقه كه ماشین را به حركت درمی‌اندازد آن ماده محترقه باید باشد و اگر نباشد صد سال بگذرد این چرخها یك سانت جلو نمی‌روند همین طور در یك خیابان شما ماشین را بگذارید می‌بینید كه همین طور ایستاده روی آن باران می‌آید، برف می‌آید، روی آن كم كم خاك و گل می‌آید روی آن بچّه‌ها می‌آیند سنگ می‌زنند، یكی شیشه آن را درمی‌آورد، یكی در آن را در می‌آورد باد و باران و انها كم‌كم رنگ آن را می‌برد و شروع می‌كند به اكسیده شدن و پوسیده شدن آهنها بعد از گذشت یك مدتی چیزی از ماشین باقی نماند. چیزی دیگر باقی نماند متوجّه عرضم شدید كه؟!! این مسئله به همین كیفیت است افرادی كه می‌آمدند در آن زمان خدمت بزرگان می‌رسیدند آنها هم مطلب همین بود. مرحوم حدّاد رضوان اللَه علیه در منزلشان باز بود خیلی‌ها می‌آمدند برای دیدن بعضی می‌آمدند برای استفاده تامّ و تمام وجود خود و آثار خود و شراشر خود را همه را در اختیار قرار می‌دهند خب مثل مرحوم آقا و بعد هم به مطلب می‌رسیدند دیگر چیزی دیگر برای خود باقی نمی‌گذاشتند، یك درصد هم باقی نمی‌گذاشتند امر او را امر خود تلّقی می‌كردند و نهی او را نهی خود تلّقی می‌كردند، اراده خود را به كنار می‌گذاشتند و به جای اراده‌خود اراده او را جایگزین می‌كردند. این مسئله خیلی مسئله‌مهمّی است. اراده‌خود را كنار می‌گذاشتند و اراده او را جایگزین می‌كردند. بله خب این یك عدّه افراد به این شكل به اصطلاح بودند.