أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
3خبره در تشخیص برسد و آن وقت در آن صورت كار او كار ممضایی خواهد بود پس بنابراین نتیجهای كه گرفته میشود این است كه انسان باید سرش به كار خودش باشد دیگران به چه راهی هستند به ما ارتباطی ندارد، دیگران در چه حال و هوایی قرار دارند ارتباطی ندارد، افراد دیگر آیا در مسیر هستند یا در مسیر نیستند ارتباط به ما ندارد این كه عرض میكنم ارتباط ندارد یعنی حتّی تأثیر سوء دارد شخصی كه دائماً فكرش در این باشد كه دیگری چه میكند و دیگری چه میكند این قدم از قدم برنمیدارد و هیچ فایده هم ندارد یعنی به اندازه از نقطهنظر نفسی هیچ در این مسئله رشد برای او پیدا نمیشود حالا گرچه بر حسب حالات ظاهری نفس ممكن است تغییر و تحوّلات صوری و مثالی برای او باشد ولی در واقع حركت عمقی نفس كه عبور از نفس است و قطع تعلّقات است برای او حاصل نمیشود. خود بنده در تجربهای كه در زمان مرحوم استاد والدمان حضرت حدّاد داشتم و حتّی مرحوم آقای انصاری چون بنده وقتی كه من سنّم حدود چهار یا پنج سال بود مرحوم آقای انصاری به رحمت خدا رفته بود ولیكن خب بیشتر با مرحوم حدّاد ایشان را ما بیشتر دیدیم در سنین بزرگتر و بالاتری. احساس بنده این بود افرادی كه در آن جا شركت میكنند و با ایشان ارتباط دارند به دو دسته هستندو یك دسته مثل مرحوم آقا رضوان اللَه علیه فقط میآمدند از ایران به عراق و ایشان را میدیدند و در مجالس ایشان استفاده میكردند و سرشان به كار خودشان بود و كاری به این نداشتند كه در محضر ایشان چه كسی میآید چه كسی میرود كم میآید.، زیاد میرود به ایشان ارتباطی نداشته، میآمدند استفاده میكردند و بعد هم سر وقت و موعد برمیگشتند ایران و با ایشان در ارتباط بودند نامهنگاری و امثال ذلك البتّه در آن زمان اصلًا كلّ افرادی كه در این جریان بودند ده یا پانزده نفر بیشتر نبودند این حالا در همین حدود. دستهدوم افرادی بودند كه میآمدند در آن جا و این گوشه را میخواستند ببینند كیست، آن جا كیست؟ كی میآید؟ كی میرود؟ نمیدانم افرادی كه میآیند كی هستند؟ آمار میگرفتند نمیدانم چه صحبتهایی میشود و خود بنده در آن زمان با آن سنین كم و نوجوانی كه بودم بنده در سن هفده سالم بود و آخرین مرتبه كه ایشان را دیدم حدود هفده سالم بود در همان سنین بنده این رفتار را نمیپسندیدم و اعتراض میكردم ولی خب به واسطهصغر سن خیلی اعتراضات من مورد توجّه قرار نمیگرفت ولی الآن میبینم كه همان موقع ما درست میگفتیم و صحیح بود مطلب و حقّ با بزرگانی مثل مرحوم والد بود. این مطالبی كه امروز میخواهم عرض كنم به جهات عدیدهای است كه با خود فكر كردم دیشب چه مسائلی را امروز خدمت دوستان بگویم گفتم شاید با این كه خب همه اهل اطّلاع هستند و از این مطالب هم شنیدند و هم خواندند و هم تجربه ایشان در این زمینه اما شاید لطف دوستان به ما این باشد كه از خود زبان ما هم این گونه مطالب را صراحتاً بشنوند و آن چه را كه ما هم

