أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات
9در سنین طفولیت بودم ولی تمام آن حوادثی كه در دور و بر اتفّاق میافتاد را در خاطر دارم، بطور دقیق اینها در خاطر بنده هست و میدانم این مسئله را. یك روز بعد از این كه مسائلی اتفّاق افتاد و ایشان از این قضایا كناره گرفتند، یكی از دوستانشان به ایشان گفتند كه آقا چرا شما كه این چنین بود و این چنین بود و این اعلامیه را میدادید و به این نحوه فعالیت میكردید و این خصوصّیات را داشتید و ایشان در همین كتاب وظیفه فرد مسلمان در حكومت اسلام خب در آن جلساتی كه صحبت كردند تا حدودی به توضیح این مسائل پرداختند، ایشان سؤال میكرد كه چرا شما آمدید و كنار گذاشتید و كنارهگیری كردید و دیگر به این مسائل توجّه نكردید؟ درست یادم است من در آن موقع سنم حدود هشت ساله بودم كه نشسته بودم و ایشان آن طرف بودند من در كنار در بودم و آن شخصی كه واسطه بود بین ایشان و بین مرحوم آیت اللَه خمینی رحمةاللَه علیه، این سؤال را از ایشان كرد. ایشان در پاسخ گفتند: آقای فلان قبل از این كه ما وارد این جریان بشویم و قبل از این كه این انقلاب را با آیتاللَه خمینی شروع كنیم، خب در آن موقع ایشان حیات داشتند، در آن زمان مرحوم مطهّری بودند خدا رحمتشان كنند مرحوم آقا شیخ صدرالدّین حائری شیرازی بودند، بسیار اینها آدمهای صاف و پاك و از جان گذشته بودند، یعنی اینها از همه چیزشان گذشته بودند و خب بسیاری از اینها به رحمت خدا رفتند شاید بعضی از آنها هم هنوز در قید حیات باشند ولی اغلب آنها به رحمت خدا رفتند مرحوم آیت اللَه دستغیب شیرازی بودند، بسیار بسیار واقعاً ایشان مرد نازنین و از آن آدمهای خوب كه یك وقت من راجع به ایشان از مرحوم آقا شنیدم كه فرمودند اینها همان نورهای خدا هستند در ظلمات أرض كه امیرالمؤمنین در نهج البلاغه به این مسئله اشاره دارد راجع به مرحوم آیت اللَه دستغیب شیرازی، این افراد خب در آن موقع بودند و مورد توجّه بودند.

