در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

15768
نسخه عربی

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

3
  •  این خبر و آن خبر و این روزنامه و آن مجلّه و اینها نیست، آن انكشاف واقع است. آن همان حقیقت واقع است.

  •  بعضی از افراد می‌آمدند خدمت مرحوم آقا و شروع می‌كردند یك قضیه را برای ایشان تعریف كردن تا یك چند جمله‌ای می‌گفتند یكدفعه من می‌دیدم مرحوم آقا یك لبخندی می‌زنند، یعنی بله حالا تو هر چه می‌خواهی بگویی بگو ولی مسئله جور دیگری است و بسیار می‌دیدیم از این گونه مطالبی كه خب طبعاً توقّع این بود كه بر طبق آن چه را كه مسئله مطرح می‌شود حكم بشود. یكی از مسائلی كه بسیار مهّم است و باید به آن توجّه كرد و شاید بگوییم حیاتی‌ترین مسئله در سیر و در سلوك است و بارها بنده این مطلب را خدمت رفقا و دوستان عرض كردم و پافشاری هم كردم منتهی خب ... علی كل حال هر چه بیشتر توضیح داده بشود، جای دوری نمی‌رود.

  •  آن عبارت از این است كه این نفس آدمی و نفس انسان بواسطه تعلّقی كه به این دنیا پیدا می‌كند، این تعلّق در ضمیر او و در نهان باطن او به نحوی جای باز می‌كند كه حتّی خود او هم ممكن است نسبت به این مسئله، آن اطلاع و آگاهی كافی را نداشته باشد. بر این اساس این دستورات شرع كه برای عبادات و همین طور برای غیر عبادات، امور اجتماعی، امور شخصی و امور تجاری و امثال ذلك داده شده است، تمام اینها برای این است كه آن حقیقت نفسانی انسان كه در این دنیا تعلقاتی پیدا كرده، ارتباطاتی پیدا كرده و برای خودش جایگاهی در این دنیا فرض می‌كند، شخصی با این پدر با این مادر در یك همچنین خانواده و به عبارت دیگر به قول ما طلبه‌ها خیال می‌كند كه محلّی از إعراب دارد و خود را می‌خواهد به آن منویاتش، توقّعاتش، آرزوهایش، بر حسب آن موقعیتش برساند و این توقّعات مختلف است، توقّعات در هر سنّی یك اقتضا می‌كند، اطفال توقّعشان این است كه توپ بازی كند، جوان یك توقّع دیگر دارد، كسی كه به سنین متوسّط از عمر می‌رسد توقّعات و امیال او مختلف است، كسی كه به پیری و اینها می‌رسد طبعاً یك نحوه دیگری دارد، آن امیالش و آرزوهایش، به دنبال آنهاست در زندگی، در ارتباطات كه بر اساس رسیدن به آن امیال امور خود را بگذراند، بر اساس رسیدن به آن آرزوها زندگی خود را بگذراند. اگر دوستی اختیار می‌كند، دوستی باشد كه بتواند او را به این آرزوها برساند. اگر یك فردی هست كه جایگاهی دارد، می‌خواهد همه در قبال او تعظیم كنند، اگر یك رفیقی پیدا كند و تعظیم نكند نسبت به او موضع می‌گیرد، خیلی به او توجّه نمی‌كند، اسم او را مطرح نمی‌كند. خیلی او را بر سر زبان نمی‌آورد از او تعریف نمی‌كند، فقط گناهش این است كه جلوی او بلند نمی‌شود، همین، گناه دیگری ندارد ولی اگر یكی بلند شود، تعظیم كند و نام او را به نیكی جلوی دیگران ببرد، این دیگر از ملائكه هم بالاتر است. همه جا اسم او را می برد همه جا از او تعریف می‌كند، چون‌