در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

15012
نسخه عربی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

1
  •  

  •  

  •  

  •  

  •  

  • أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحيم‌

  •  

  •  روایتی است از رسول خدا كه این روایت از ائمّه علیهم‌السلام به ما رسیده است كه حضرت فرمودند: و ما خلق اللَه العقل قال له اقبل فاقبلَ و قال له أدبِر و فأَدْبَرَ قال بك اعاقَبُ و بك اثیبُ.

  •  اگر بگوییم كه تمام معارف اسلام و سیر و سلوك و عرفان در این روایت نهفته است سخن به گزاف نگفتیم.

  •  وقتی كه خداوند عقل را خلق فرمود به عقل خطاب كرد كه پیش بیا. به سمت من بیا و عقل به سمت خدا و به سمت آن تحصیل رضای پروردگار پیش آمد. بعد خداوند خطاب به عقل كرد كه باز گرد و عقل بازگشت و امتثال امر خدا را كرد و به جایگاه خود برگشت. در این هنگام خداوند به عقل خطاب كرد كه: به واسطه تو من عقاب می‌كنم افراد را و به واسطه تو من به آنها اجر و پاداش می‌دهم، این مسئله، مسئله‌ای است كه همان طوری كه عرض شد تمام مطالب و تمام مبانی شریعت و مبانی سلوك و مبانی عرفان بر این اساس پایه ریزی شده و بر این روایت می‌توانیم همه این مبانی را ما در نظر بگیریم و مطرح كنیم.

  •  اساس شریعت بر اساس عقل است و شریعتی كه در آن عقل راه ندارد آن شریعت، جنون و حماقت و سفاهت است. نظام عالم بر اساس عقل و تدبیر بر میزان اكمل و احسن است. این مسئله را از نظام عالم جدا كنیم آن نظام، نظام جنگل و نظام جنون و نظام توحّش خواهد شد. آن قدر كه ما در روایات و در مبانی شریعت و كلمات بزرگان، اخبار و همین طور مطالبی از اولیاء خدا نسبت به تكامل عقلی ما شنیدیم راجع به هیچ مطلبی این قدر تأكید نیامده.

  •  تصّور ما بر این است كه در مسیر الی‌اللَه و راه سیر و سلوك آن چه كه معیار است عبارت است از پرداختن به اذكار، قیام به عبادات و اورادی كه در این زمینه مطرح شده، مسائلی كه در این جا گفته شده. اطاعت از یك شخصی به عنوان فردی كه خصوصیاتی دارد، شاخصه‌هایی دارد و از نقطه نظر ظهور و بروز تفاوتهایی ممكن است با سایر افراد داشته باشد بر این اساس ملاك سیر و سلوك و عرفان پایه‌گذاری می‌شود. این طور تصّور می‌شود، این طور خیال می‌شود كه در عرفان باید یك فردی باشد كه به عنوان مطاع باشد و فرد دیگری باشد كه مطیع باشد، مرادی باشد و مریدی باشدو برنامه‌ای باشد و دیگر مطلبی پشت این قضیه لازم نیست باشد. مسئله‌ای لازم نیست باشد. ولی آن چه كه در وهله اول و ابتداءاً انسان این مطلب را ادراك می‌كند و از كلمات بزرگان چه صراحتاً و چه غیر بالصّراحة این مطالب‌