جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
5محبّت از این نقطه نظر دیگر مطلب برای من تمام بود. چه به آن برسم یا نه. ایشان فرمودند: خوب این مطلبی كه میگویی درست این ولی این همه مسئله نیست من میخواهم جوری شما این مطلب را بدانی كه اگر من باشم یا نباشم نظیر یك همچنین قضیهای اتّفاق افتاد شما بدانی چه كنی آن منظور من است. ببینید مرام اولیاءخدا این نبوده كه یك چوبی دستشان بگیرند و بالای سر افراد نگه دارند و افراد با این مسئله و با این كیفیت بخواهند راه خدا را بروند این راه خدا رفتنی نیست این راه، راه كتك است. این راه، راه چوب است. این راه، راه عقاب است. این راه، راه عتاب است بر فرض هم كسی به یك همچنین راهی حركت بكند بر اساس ترس دارد این راه، را میرود. ترس از اینكه مورد غضب یك شخص بزرگی قرار بگیرد. ترس از این كه مورد خطاب و عتاب شخص بزرگی قرار بگیرد. ترس از اینكه مورد غضب پروردگار قرار بگیرد به واسطه آن غضبی كه برای آن فرد بزرگ اتّفاق افتاده یا نه. نه اینها هیچ كدام ملاك نیست باید این را در نظر گرفت كه در این مسیر یك جریان وجود دارد و یك پرونده در این جا قرار دارد و یك چارچوب در اینجا قرار دار. رضای راه خدا، همان رضای خدا است. رضای امام علیهالسّلام همان رضای پیغمبر است ورضای پیغمبر همان رضای خدا است و در این جا تفاوتی ندارد و در مقابل سخط و غضب آنها هم همین طور است. وقتی كه آن دو نفر آمدند و از امیرالمومنین اجازه گرفتند كه بیایند به عیادت حضرت زهرا سلاماللَهعلیها حضرت چه فرمودند؟ حضرت فرمودند من با آنها ملاقات نمیكنم. ملاقات نمیكنم. امیرالمومنین آمدند فرمودند به آنها كه فاطمه میگوید من ملاقات نمیكنم. این جا منزل، منزل من است و ملاقات نمیكنم یك چیز طبیعی است. اصرار كردند و گفتند كه حال شما واسطه شو حضرت فرمودند: البیت بیتك و أنا أمتك. منزل منزل تو است و خودت اختیار منزل را داری! خیلی عجیب است این داستان حضرت زهرا سلاماللَهعلیها خیلی عجیب است. خیلی واقعاً این كارهایی كه میكردندانسان را به تحیر وا میدارد. یك وقت من در این مسئله فكر میكردم، در این نقطه فكر میكردم كه میگویند قرآن دارای مراتبی است و مراتبی دارد خوب یك مرتبه قرآن، مرتبهای است كه همه میخوانند آیات قرآن را ترجمه میكنند و آن استفادهای كه باید بكنند میكنند از قرآن و از آن مطالب و مفاهیمی كه برای انسان خوب حاصل میشود. یك وقتی نه یك شخصی از این مرتبه الفاظ و اینها بالاتر میرود و یك مطالب دیگری به نظرش میرسد و مسائلی به نظرش میرسد كه طبعاً آن مطالبی كه مربوط به عوام و آن فهم عوام است دیگر برای او كافی و مكفی نیست و همین طور این قرآن به مراتب بالاتری دسترسی پیدا میكند تا جایی كه خوب اولیای خدا و عرفای باللَه از این آیات مسائلی میفهمند یك وقتی ما خدمت مرحوم آقای حدّاد بودیم رضوان اللَه علیه،

