جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
3استفاده میشود و چه تجربههای عینی و شهود انسان این مسئله را اثبات میكند این است كه مسئله راه خدا و سیر إلیاللَه فقط به پرداختن به امور ظاهر و اعمال و رفتار و اذكار نیست بلكه اینها جزئی است از مطلب و جزئی است از آن روش و منش انسانی. شكّی نیست كه راه خدا عبارت است از حركت از عالم تخیلات و عالم توهمّات به عالم كلّیت. خیلی در این مطالبی كه عرض میكنم رفقا و دوستان دقتّ كنند زیرا به نظر میرسد كه با توجّه به مطالبی كه بنده میشنوم و مسائلی كه مطرح میشود با وجود تأكیدی كه در این مدّت سالیان متمادی نسبت به فهم و ادراك واقعی مبانی سیر و مبانی سلوك تأكید شده ولی با توجّه به تغییر و تحوّلات و بعضی از مطالب، آن چنان كه باید و شاید این مطالب شاید كمتر مورد دقتّ قرار بگیرد. لذا به نظر دیدم گرچه مطلب دیگری در نظرم بود كه آن را در امروز خدمت دوستان مطرح كنم بر اساس همان مطالب قبل كه در جلسه قبل صحبت شد ولی به نظر رسید كه اگر راجع به این مسئله یك مقداری توضیح داده بشود شاید مناسب باشد.
در تمام مدّتی كه بنده با مرحوم پدرم رضواناللَه علیه چه در زمانی كه ایشان در تهران بودند یا همین طور بعد كه به مشهد هجرت كردند و در عتبه مقدّسه حضرت ثامنالائمه متوطّن شدند آن چه كه از همه بیشتر من احساس میكردم كه مسئله مورد نظر ایشان است رشد و تكامل عقلی است نه اینكه پرداختن به امور عادی و ظاهری، نماز شب، بیداری، ذكرو سایر مسائل، آنها همه به جای خودش محفوظ ولكن این مسئله خیلی مهم و قابل دقتّ بود كه میدیدیم ایشان تمام مسائل و مطالب را بر این اساس پیریزی میكردند. من در آن زمان سابق، زمان شاه سنّم حدود هجده نوزده سال بیست سال در یك همچنین سنینی بودیم. یك قضیهای اتّفاق افتاده بود و ما میخواستیم از آن قضیه و مسائل سردر بیاوریم و چه كنیم و اینها و یك مقداری هم جلو رفتیم و به بعضی از مطالب رسیدیم و بعضی از مطالب را درك كردیم.

