جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
1أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
روایتی است از رسول خدا كه این روایت از ائمّه علیهمالسلام به ما رسیده است كه حضرت فرمودند: و ما خلق اللَه العقل قال له اقبل فاقبلَ و قال له أدبِر و فأَدْبَرَ قال بك اعاقَبُ و بك اثیبُ.
اگر بگوییم كه تمام معارف اسلام و سیر و سلوك و عرفان در این روایت نهفته است سخن به گزاف نگفتیم.
وقتی كه خداوند عقل را خلق فرمود به عقل خطاب كرد كه پیش بیا. به سمت من بیا و عقل به سمت خدا و به سمت آن تحصیل رضای پروردگار پیش آمد. بعد خداوند خطاب به عقل كرد كه باز گرد و عقل بازگشت و امتثال امر خدا را كرد و به جایگاه خود برگشت. در این هنگام خداوند به عقل خطاب كرد كه: به واسطه تو من عقاب میكنم افراد را و به واسطه تو من به آنها اجر و پاداش میدهم، این مسئله، مسئلهای است كه همان طوری كه عرض شد تمام مطالب و تمام مبانی شریعت و مبانی سلوك و مبانی عرفان بر این اساس پایه ریزی شده و بر این روایت میتوانیم همه این مبانی را ما در نظر بگیریم و مطرح كنیم.
اساس شریعت بر اساس عقل است و شریعتی كه در آن عقل راه ندارد آن شریعت، جنون و حماقت و سفاهت است. نظام عالم بر اساس عقل و تدبیر بر میزان اكمل و احسن است. این مسئله را از نظام عالم جدا كنیم آن نظام، نظام جنگل و نظام جنون و نظام توحّش خواهد شد. آن قدر كه ما در روایات و در مبانی شریعت و كلمات بزرگان، اخبار و همین طور مطالبی از اولیاء خدا نسبت به تكامل عقلی ما شنیدیم راجع به هیچ مطلبی این قدر تأكید نیامده.
تصّور ما بر این است كه در مسیر الیاللَه و راه سیر و سلوك آن چه كه معیار است عبارت است از پرداختن به اذكار، قیام به عبادات و اورادی كه در این زمینه مطرح شده، مسائلی كه در این جا گفته شده. اطاعت از یك شخصی به عنوان فردی كه خصوصیاتی دارد، شاخصههایی دارد و از نقطه نظر ظهور و بروز تفاوتهایی ممكن است با سایر افراد داشته باشد بر این اساس ملاك سیر و سلوك و عرفان پایهگذاری میشود. این طور تصّور میشود، این طور خیال میشود كه در عرفان باید یك فردی باشد كه به عنوان مطاع باشد و فرد دیگری باشد كه مطیع باشد، مرادی باشد و مریدی باشدو برنامهای باشد و دیگر مطلبی پشت این قضیه لازم نیست باشد. مسئلهای لازم نیست باشد. ولی آن چه كه در وهله اول و ابتداءاً انسان این مطلب را ادراك میكند و از كلمات بزرگان چه صراحتاً و چه غیر بالصّراحة این مطالب

