در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی

14309
نسخه عربی

عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی

7
  •  كه دیگر نیست.

  •  همین اساس، همین یافته‌های ذهنی و همین داده‌های خدادادی كه اینها در نفس و عقل انسان به صورت سرمایة اصلی برای حركت انسان و نیفتادن در اشتباه و خطا، خداوند قرار داده است این را بایدهر روز حفظ كنیم این است مسئله. مطلب این است. آن صدقی را كه در ابتدا بر اساس آن صدق قدم درجایی می‌گذاشتیم، بر اثر مرور زمان خدای نكرده تبدیل به كذب نشود آن صفا و بدون غل و غش بودنی كه بر آن اساس انسان آمده و جایی را برای تبلور و فعلیت استعدادها و تهیؤ خودش آماده می‌بیند آن صفا و آن موقعیت نفسانی به واسطةمرور زمان و به واسطة تمركزِ در یك جا بودن و به واسطة دلخوش كردنِ به یك محیط و به واسطة انس گرفتن به یكجا، آن صفا به غیر صفا تبدیل نشود و آن معیارهایی كه قبلا با آن معیارها ما این راه را انتخاب كردیم آن معیارها و آن ارزشها جای خود را به ضد ارزش ندهد كه اگر بدهد در همانجا توقف كردیم و مانند بقیه هستیم! هیچ فرق نمی‌كند هیچ تفاوتی از این نقطه نظر دیگر وجود ندارد.

  •  مثلا فرض كنید كه خب دیده شده دیگر، همین سازمانهایی كه قبلا بودند سازمانهای انحرافی بودند ارگانهایی بودند انحرافی، در همان زمان سابق و اینها كه بودند و الانهم این طرفو آن طرف هستند و افرادش خب منتشر شدند و این طرف و آن طرف پراكنده شدند، خب آن اصول اولیه را وقتی كه انسان نگاه می‌كند می‌بیند چیزهای بدی نیست، اقامةعدل است و دفع ظلم است و رفع ضیق از همه‌اقشار اجتماع است و صداقت است وچی وچی و ..... اینها تمام مسائلی است كه با این مسائل اذهان مایلِ به فطرتِ جوان كه به دنبال این مطالب می‌رود و از طرف دیگر در مواجهه با مسائلِ خلاف، خلافش را می‌بیند به سمت این سازمانها هدایت پیدا می‌كندو وارد اینها می‌شود و مدتی كه گذشت و با آن مكان خو گرفتند و با آن افراد خو گرفتند وبا آن محیط انس پیدا كردند كم كم كم كم از آن اصول اولیه و از آن مبانی كه به خاطر آن مبانی آمدند و الا نمی‌آمدند خب چرا بلند شود بیاید برود در آن سازمان و فرض كنید كه جان خودش را هم به خطر بیاندازد؟ چرا بلند شود در فلان جا برود كه ممكن است كه تضییقاتی برای او وجود داشته باشد؟ این این طور نبوده است. از اول شعارها شعارهای فطرت پسندانه عقل پسندانه آن ضمیر صافی انسان پسندانه، آن روح طالبِ ایمان پسندانه، با آن مطالب این اذهان متوجه می‌شود وقتی كه آمد یك سال دو سال سه سال ماند با آن تغییراتی كه در آن جا پیدا می‌شود كم كم احساس یك تعلق زائد بر پیگیری همانِ مطالبِ گذشته را در وجود خود می‌كند این جوان اگر فرض كنید كه این مطلبی كه گفته شد به این مطلب نپردازد و بیاید و همین طور ادامه بدهد هر