در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی

14309
نسخه عربی

عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی

5
  •  می‌كنید بر اساس تصویر تصویری كه تصویر الهی است یعنی برای خدا این می‌خواهد انجام شود شائبة دنیا در آن نیست ریا و سُمعه و اعلان در خیابان و مجله و اینها در آن نیست.

  •  الان مجالس می‌گیرند هیئت می‌گیرند از یك ماه قبل نمی‌دانم منبری كیست مداح كیست كی كیست كی كیست در خیابان این طرف و آن طرف روزنامه. این جا نه روزنامه هست نه مجلس هست نه رادیو هست نه مجله هست نهچیزی هست نه .... هیچی! فقط خود دوستان می‌آیند و بعد هم همین طور در انتظار می‌مانند تا این كه ما هم تخلف می‌كنیم و عذرخواهی هم می‌كنیم و بعد هم كه خب یك چند جمله‌ای از آن چه كه از بزرگان به یاد داریم خدمت دوستان عرض می‌كنیم و بعد هر كسی می‌ماند و حساب و كتاب خودش، هر كسی برای خودش حساب و كتاب خودش را دارد.

  •  مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یك سال قبل از این كه از دنیا بروند، در مشهد یك روز رفقا را جمع كردند ظاهرا دو جلسه پشت سر هم بود كه آن مجلس اول یا مجلس دوم آن را در همان جلد اول اسرار آوردم، اسرار ملكوت آن [مجلس‌] را آوردم. در آن صحبت قبل ایشان فرمودند رفقا! آن وظیفه‌ای را كه خداوند بر عهدة ما قرار داده بود ما انجام دادیم و مطلب را به گوش شما را رساندیم وراه را برای شما باز كردیم حال دیگر خود می‌دانید و من نمی‌توانم بار دیگران را بكشم، من بار خودم را می‌كشم و من آن چه را كه بر عهدة خودم هست می‌توانم انجام بدهم، دیگر افراد خود می‌دانند و آن چه را كه هست. خود ایشان هم به بنده فرمودند حدود شش هفت یا هشت ماه قبل از این كه از دنیا بروند به بنده فرمودند فلانی بیا من با تو كار دارم. رفتم پیش ایشان، مشرف شده بودم مشهد، گفتند فلانی ما نسبت به آن چه را كه وظیفه داشتیم آن را به آخر رساندیم و اینك شماها باید بیایید و این مطالب را پخش كنید و ابلاغ كنید و تبلیغ كنید و برای افراد باید بیایید این مسائل را گسترش دهید. علی كل حال آن بزرگان وظیفة خودشان را انجام دادندو مسئولیتشان را عمل كردند و راه را به آخر بردندو این مسیر را آنها برای ما باز كردند نه دیگران یعنی آنها با كیفیت عملشان با كیفیت بیانشان با كیفیت قلمشان با كیفیت افكارشان، آنها آمدندراه را از چاه نشان دادندراه را از بیراهه آمدند به ما نشان دادند در بین راههای مختلف گفتند این راه درست است گرچه مشابه این هم فراوان وجود داشته باشد، آن كه درست است این است و آن كه به مقصد می‌رساند این است، آن كه در آن ریا نیست این است، آن كه در آن سمعه نیست این است، آن كه در آن بیا و برو و تبلیغاتو بالا و پایین و فلان و این حرفها نیست این است و این [را] هم خب نشان دادند و ما هم به صدق و صحت و استقامت و متانت و اتقان این مسیر خب یقین داریم. اگر یقین نداشتیم خب راههای مخلتف هم وجود دارد و دیگر نیازی به انحصار در یك راه واحد