استقامت و ثبات در راه
5كردند یعنی عبارتی را كه من نوشته بودم آن عبارت را عوض كردند و عبارت دیگری سر جای آن گذاشتند! اینامانتی است كه فعلا مشاهده میكنیم! الحمداللَه! انسان باید به یك حدی برسد كه بدیهیترین مطالب را بخاطر اغراض زیر پا بگذارد!
این مسائل در این طائفه [ (عرفا)] وجود ندارد این مطالب در این طایفه وجود ندارد اینها میگویند مطلبِ حق را باید بگویی حالا میخواهد بعضیها خوششان بیاید، میخواهد بعضیها خوششان نیاید، میخواهد بیاید میخواهد نیاید. حق باید گفته شود دروغ نباید گفته شود صدق باید در همهموارد باشد. چرا ائمه از ناحیه خلفا و از ناحیه حكام این قدر در فشار بودند؟ چرا در فشار بودند؟ چرا امام حسین را گرفتندتكه تكه كردند؟ چرا امیرالمؤمنین را گرفتند به منزل انداختند و طناب به گردنش كشیدند؟ چرا؟ به خاطر این كه میگفتند بایدخلاف را بپذیری!
آمدند امیرالمؤمنین را كشان كشان آوردند به مسجد، گفتند باید با این بیعت [كنی]! حضرت فرمود: برای چه بیعت كنم؟ حالا من دارم میگویم این مرجع تقلیدمن است كه با او بیعت كنم؟ ابوبكر مرجع تقلید من است؟ این پدر من است كه اطاعت كنم؟ او كه پدر من نیست. پیغمبر است كه وحی آمده است؟ پیغمبر دیروز از دنیا رفته. روی چه حسابی؟ پیغمبر دستور داده كه با ابوبكر بیعت كنم؟ كه این هم دروغاست. كسی نمیتواند یك همچنین حرفی را بزند. كسی نمیتواند این مطلب را بگوید كه پیغمبر آمده، پیغمبر از دنیا رفته. بله! بعد آمدند و روایت جعل كردند و ابوهریرهها آمدند، سَمُرة بن جندبها آمدند، كعب الاحبارهای یهودی آمدند و الی ما شاءاللَه چاپخانه حدیث راه انداختند! چاپخانهای راه انداختند كه چاپخانهها به گردش نمیرسد! حضرت میگوید برای چه من بیعت كنم؟ برای چه دینم را بسپرم؟
بیعت یعنی انسان اختیار خود را تفویض كند به شخص دیگر و شخص دیگر نسبت به او حكم كند، این كاررا بكن آن كار را نكن، این را میگویند بیعت و هر كاری كه او كرد بایدامضا شود. خب روی چه حسابی؟ میگویند فایده ندارد، همینِ كه هست! ببینید! منطق این است! همینِ كه هست، این همینِ كه هست همیشه در طول تاریخ بوده است همیشه بوده است همیشه حكام ظلم نسبت به این مطلب، منطقشان همینِ كه هست است. همینِ كه هست، عرفان این را نمیگوید. میگوید همینِ كه هست نیست. عرفان میگوید باید اول عقلت را باز كنی فهمت را باز كنی مطلب را ببینی بفهمیقبول كنی.

