استقامت و ثبات در راه
3خبر ندارند و هرّ را از برّ تشخیص نمیدهند و میآیند به این مسائل اعتراض میكنند و این مطالب را رد میكنند.
مرحوم آقا در كتاب روح مجرد از آقای حداد یك قضیهای نقل میكند كه مرحوم آقای حداد در اتوبوس وقتی كه میرفتند برای جایی، وقتی كه میشمرند افراد را، خودشان را نمیشمارند، آن وقت بعد مدعیان فقه و علم میآیند این مسئله را در مجلات علمیرد میكنند و میگویند كه مگر میشود یك همچنین مسئلهای كه كسی بیاید و خودش را به جا نیاورد؟ در حالتی كه دهها مورد برای هر كدام از ما یكهمچنین قضایایی در طول زندگی اتفاق میافتد. بارها شده خودمن عینك به چشم من هست دنبال عینك میگردم، خبر ندارم. بارها شده كه فرض كنید كه انسان حواسش یك جا هست و دارد به دنبال یك چیزی میگردد در حالی كه خودش واجد اینمسئله است. این طبیعی ترین چیزها است. غرض و مرض و عناد و این مسائل میآید و چشم انسان را میبندد و كور میكند.
آن كسی كه این مطلب را در روح مجرد نوشته است از نقطه نظر علم ظاهر هم، از تو اعلم است كه آمده این را نوشته است. یعنی چه كه انسان بیاید و با این مطالب سخیف و سست بخواهد موقعیت خودش را خراب كند و آبروی خودش را ببرد؟ عِرض خود میبری و زحمت ما میداری. التفات كردید.
همیشه این حالت بدبینی و عناد آمده حقیقت را از انسان دور كرده و چشم انسان را بسته است.
رمد دارد دو چشم اهل ظاهر *** كه از ظاهر نبیند جز مظاهر و این طریق طریق فهم و عقل و ادراك است پس بنابراین انسان باید كلمات عبارات مطالب تجربهها افعال و كردار این بزرگان را مورد توجه قرار بدهد تا این كه بتواند بهره ببرد. وقتی كه من میبینم فلان مطلب نقل شده و بعد خلاف آن مطرح میشود، خب دیگر چگونه اعتماد كنم؟

