در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک

14910
نسخه عربی

جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  •  در صحبتها، چه شفاهی و چه مکاتبه‌ای، خیلی از دوستان و رفقا از تغییر و تبدل حال و وضعیت خودشان چه بسا شکوه و گلایه و یا سوال دارند. امروز من مناسب دیدم در دنباله مطالبی که در این جلسات گذشته عنوان راجع به کیفیت ادامه حیات به نحوی که فایده‌ای بر آن مترتب نشود، که صحبت ما هست، دیدم این مسئله هم مناسبت دارد در این چهارچوب قرار بگیرد.

  •  دو مطلب است که همیشه بزرگان نسبت به این دو مطلب تذکر می‌دادند. یکی مسئله استدراج و یکی هم مسئله توقف و سکون است.

  •  خب مسئله استدراج که کم و بیش دوستان شنیدند اطلاع دارند مطالعه کردند، به این گفته می‌شود که کم کم انسان به نحوی از آن مرتبه تقرّب و تجرّد خارج بشود که خودش متوجه این مسئله تدریجی نباشد. گاهی اوقات انسان یک مرتبه در یک جایی هست احساس ثقل می‌کند خب مشخص است. در یکمجلسی انسان شرکت می‌کند یک مرتبه می‌بیند قبض پیدا کرد گرفته شد کدورت پیدا کرد خب می‌فهمد این جا چه خبر است! نمی‌رود. یا این که انسان در مجلسی شرکت می‌کند حالت روحانیت و بهجت به او دست می‌دهد خب این حالت را احساس می‌کند. یک وقتی انسان یک عملی را انجام می‌دهد عبادت است نماز است صله رحم است بخصوص زیارت از مرضا است بخصوص زیارت اهل قبور است و قرائت فاتحه است و انسان حالت بهجت و روحانیت و تجرد را ـ البته به مقدار مشخص ـ این در خودش احساس می‌کند که این مشخص است. اینهاحالاتی است که مشخص است.

  •  یا این که انسان فرض کنید که به موسیقی گوش می‌دهد و وقتی که تمام شد می‌بیند حال نماز خواندن ندارد حال قرائت قرآن ندارد حال مطالعه‌کتابهای بزرگان را ندارد ... می‌خواهد روزنامه بخواند کتابهای بی‌فایده بخواند! خب زود متوجه می‌شود که این مسئله ناشی از چه مطلبی بوده است، ناشی از چه چیزی بوده است. یا این که یک نفر صحبت می‌کند و صحبت او تأثیری می‌گذارد، به طور کلی حال و هوای مجلس را از بین می‌برد.