جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک
5این از نظر شرع ممضی نیست بلکه حرام است، البته به میزان تأثیر فرق میکند. یک چیزی تأثیرش خیلی زیاد است میشود حرام، یک چیزی هم تأثیرش کم است میشود مکروه. ولی ملاک یکی است یعنی مطلب یکی است و فرق نمیکند.
البته این به آن معنا نیست که انسان خود بتواند در هر موردی تشخیص بدهد مسئله این طور نیست اگر میتوانست خب کار تمام بود، دیگر انسان نیاز به کسی نداشت نیاز به معلم و راهنما نداشت خود انسان تشخیص مورد میداد و بعد انجام میداد. و خطر برای انسان در این مواردپیدا میشود که انسان در بعضی از اوقات تشخیص میدهد خودش فی حد نفسه که حالش حال مناسبی است ـ که البته این را من الان اشارتا عرض میکنم بعدا در بحث استدراج یک قدری بیشتر توضیح خواهم داد ـ خود انسان احساس میکند که حالش خوب است، این ارتباط موجب شده حال او بهتر شود این صحبت موجب شده که حال او باز شود این علاقه موجب شده است که حال او یک قدری بهتر شود نمازش را بهتر بخواند حضور قلبش بیشتر باشد این عملی را که انجام داده موجب شده است که راه برای او بیشتر باز شود ولی در واقع دارد به بیراهه میرود چرا؟
به جهت این که آن چه را که عرض کردم آن مسئله بود که تجرد را برایانسان زیاد کند نه این که صور مثالی و برزخی را برای انسان به صورت مبتهج و به صورت منبسط و شاد جلوه دهد این نیست. آن کسی که موسیقی گوش میدهد آن هم یک حال و هوایی را پیدا میکند آن هم یک کیفی میکند آن هم یک نشاطی برای او پیدا میشود ولی این نشاط، شیطان است. این نشاط، رحمانی نیست آن کسی که بنگ میخورد و سیگار میکشد و مواد مخدر مصرف میکند او هم برایش یک حالت انبساط و نعشگی و اینها پیدا میشود ولی این شیطان است این رحمانی نیست، رحمانی نیست.

