در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت پرداختن به خود و خانواده

14307
نسخه عربی

اهمیت پرداختن به خود و خانواده

7
  •  بودند؟ چقدر خلوص نیت داشتند؟ چقدر اهتمام داشتند و چقدر تسلیم بودند؟!! اینها تسلیم بودند؟ آنهایی كه دیروز آن كار را می‌كردند همانهایی نبودند كه بعداً امیرالمؤمنین را رها كردند و طرد كردند و هر بلایی كه به سر اهل بیت پیغمبر آمد تماشا كردند، نشستند كنار تماشا كردند. خب اینها همان بودند درست؟!! خدا كه سرش كلاه نمی‌رود. خدا كه می‌فهمد كه انسان چقدر نسبت به مسئله وارد است!

  •  مرحوم آقا می‌فرمودند: ارتباط بین شاگرد و بین استادش ارتباط، ارتباط اتوماتیك است نیاز ندارد شاگرد به استاد بگوید من این ناراحتی را دارم. نیاز ندارد بگوید الآن من در این گرفتاری هستم. نیاز ندارد بگوید من الآن میلم زیاد است، من الآن توجهّم زیاد است من الآن نیتّم زیاد است. به محض این كه درنیت او چیزی بگذرد اوّل از ناحیه پروردگار مسئله عكسبرداری شده و در آن جا تحقّق تكوینی پیدا كرده است و مستقیماً در ناحیه استاد قرار می‌گیرد.

  •  بنده كه استاد نیستم و اصلًا قابل این مطلب هم نیستم ولی اتفّاقاً این مسئله در باب رفاقت هم وجود دارد. مطالبی كه پیدا می‌شود برای افراد بر طبق ظروف مرتبطه اینها كاملًا با هم عمل و عكس العمل ایجاد می‌كنند. در بسیاری از موارد شده، بنده دارم مطالعه می‌كنم تلفن در آن طرف است، تلفن روی میز است، تلفن روی میز است حالا به هر قسم آن، تلفن دارد زنگ می‌زند من هم دارم می‌بینم، دستم به طرف این نمی‌رود. هر كاری می‌كنم می‌بینم نمی‌رود. گاهی از وقتها اتفّاق می‌افتد فرض كنید كه بنده دارم این جا مطالعه می‌كنم فاصله تلفن پانزده متر چقدر آن طرفتر است، صدای تلفن از آن طرف می‌آید بی‌اختیار از مطالعه بلند می‌شوم می‌روم و گوشی را برمی‌دارم چه قضیه‌ای در این جا هست؟ چه نكته‌ای است این مسئله اصلًا دست من نیست. این مسئله اصلًا در اختیار من نیست. دوستان گلایه دارند بر این كه من چرا تلفن برنمی‌دارم؟ گلایه می‌كنند كه چقدر تلفن كردیم و ارتباط برقرار كردیم و نشد و خب ما به قصور خود و یا تقصیر خود و یا اهمال خود معترف هستیم ولی در بعضی از اوقات هم مسئله به این كیفیت نیست. وقتی كه می‌روم احساس می‌كنم این تلفن را باید برداشت و باید به این تلفن پاسخ داد بعد مشخّص می‌شود بله ضرورت بوده است و لازم بوده باید انجام می‌شده درست؟ این یك مطلبی نیست كه انسان بخواهد حالا این را با داد و بیداد و ما چه هستیم و كجا هستیم! در زمان مرحوم آقا كسانی كه با حقیر ارتباط داشتند و القاب و تعبیرات كذایی نسبت به بنده كه اصلًا می‌خندیدم به این تعبیرات برای من می‌آوردند همانهایی هستند كه الآن بعد از مرحوم آقا جواب سلام من را هم نمی‌دهند. از آن طرف می‌روند. اگر در خیابان در یك جا ببینیم رویشان را طرف دیگر می‌كنند!! ما كه فرقی نكردیم الآن اگر مرحوم آقا زنده شوند و سر از قبر بردارند. الآن من همان هستم. افكارم همان است. فكرم همان است. مرامم همان است. به اندازه سر سوزنی از آن چه كه نسبت به‌