اهمیت پرداختن به خود و خانواده
5دیگر تأمّل نمیكند. اگر واقعاً انسان نسبت به وضعیت جسمانی خودش احساس خطر كند، امشب را به فردا نمیاندازد، چون دریافته. به خطر مسئله پی برده است. امّا چطور میشود كه ما در مطالب مختلف در مسائل مادی در این ارتباطاتمان در این معاشرتهای خودمان نسبت به این مطالب توجّه كافی داریم اما نسبت به مسائل سلوكی وقتی كه به ما میگویند این كار را بكن خیلی به آن توجّه نمیكنیم، وقتی كه به ما میگویند آن كار را نكن خیلی نسبت به آن، آن عنایت كافی را نداریم در حالتی كه مسیر یكی است و راه یكی است و اگر مرحوم پدر ما در یك همچنین مسائلی دستور استاد خودش را اطاعت نمیكرد او هم مانند بقیه میشد دیگر آقای طهرانی نمیشد. دیگر این مطالب از كتابهای ایشان نمایان نمیشد. دیگر این حقایق كه به راحتی میشود گفت كه حدّاقل در كتب فارسی مانند این مطالب به این كیفیت و به این وضوح نیامده است، خب از این قلم و از این بیان پیدا نمیشد، چرا چون مسئله، مسئله رسیدن دل و رسیدن نفس به موقعیت و عالم حقایق است مطلب این است در جایی كه بقیه مطالب دیگر میگفتند ما از ایشان مطالب خلاف میشنیدیم و نمیگفتیم و به كسی نمیگفتیم. مطالبی را كه ایشان نسبت به آینده به ما میگفتند ما آن مطالب را تا به حال نگفتیم. درست؟!! در حالی كه خب عالم زیاد است. اهل اطّلاع زیاد است. چرا مطالبی كه من و امثال من میگویند خلاف درمیآید ولی مطالبی كه ایشان میگفتند مو به مو انجام شد و انجام خواهد شد. چرا؟ چون او بر این علمش تكیه نكرد. عالم است جاهل نیست. چون عالم است میداند كه این علم به تنهایی كافی نیست. چون عالم است خود را در اختیار فرد بصیر و خبیر قرار میدهد. چون عالم است میداند كه مطلب به این كیفیت حل نمیشود و مسئله خطیر است. مسئله، مسئله هندوانه و خربزه خریدن كه نیست. كه انسان برود بقّالی چیزی بخرد خراب باشد. مسئله راه او است. مسئلهصلاح او است. مسئله صلاح جامعه است مسئله دنیا است. بله؟ این مسئله، مسئله مهم است.

