در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عقلانیت در سلوک

تبیین حقیقت مسیر و راه سیروسلوک الی الله

14318
نسخه عربی

عقلانیت در سلوک

5
  • مسئله فهم و ادراک حیاتی‌ترین و اصلی‌ترین و گران‌سنگ‌ترین مسئله در سلوک است و همه بزرگان نسبت به این مسئله توجه داشتند. یک قدم با تعقل و فهم رفتن از هزار قدم بدون تعقل و با حال رفتن، ارزشش بیشتر است و این واقعیت دارد ها؛ زیرا انسان در حرکت سلوکی خود باید از تخیلات و اوهام بگذرد. حرکت سلوکی عبارت است از: حرکت از جزئیت و رسیدن به کلیت. تمام سلوک را اگر ما بخواهیم تعریف کنیم در این یک جمله جمع می‌شود از جزئیت انسان بیرون بیاید و به کلیت و به وحدت انسان برسد این عبارت است از تعریف سلوک.

  • از اعتباریات انسان خارج بشود، از اوهام انسان بیرون بیاید، از قضاوت‌های عجولانه انسان خارج شود، از اظهارنظرهای نابخردانه و خام انسان بیرون بیاید، از دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه و جزئی، انسان خودش را خارج کند. از آنچه که بین مردم در دادوستد است انسان بیرون بیاید، از آنچه که موجب بقاء زندگی مردم عادی است، انسان خود را بیرون بکشد، از کیفیت نگرش مردم به دنیا، انسان خود را خارج کند این عبارت است از خلوص. همه ما با این مطالب کم‌وبیش در ارتباط هستیم اطرافیان خودمان را می‌بینیم، خودمان را می‌بینیم نسبت به مسائل، دیدگاه‌های افراد را ما مشاهده می‌کنیم، قضاوت افراد را ما می‌بینیم در مورد مسائل مختلف، کیفیت نظرات آنها را ما مشاهده می‌کنیم، تمام مطالب و دیدگاه‌های آنها بر اساس امور بچه‌گانه و عامیانه و خام و نپخته و مسائل غیرواقعی و گذرا و مفسده انگیز است مفسده انگیز.

  • سلوک یعنی انسان از این حیطه و ورطه خود را بیرون بکشد و خودش را با عالم تعقل تطبیق‌ بدهد، این معنا معنای سلوک است. اگر این طور شد دین او منطق پیدا می‌کند، ارتباطات او منطق پیدا می‌کند، گرایش‌های او منطق پیدا می‌کند، تمایلات او بر اساس [امور] عقلانی و قواعد عقلانی خواهد شد؛ امروز به یکی گرایش پیدا نمی‌کند و فردا صرف‌نظر کند، امروز تمایل به یکی پیدا نمی‌کند و فردا دست بردارد. امروز به یک راهی نمی‌رود و فردا از نیمه‌راه برگردد، امروز جاذبه‌هایی او را نمی‌گیرد و فردا به واسطه بروز مخالفت‌ها و مسائل متضاد به ندامت و پشیمانی برخیزد. نه! از اول دو دو تا چهار تا، مسیر خودش را مشخص می‌کند، مطالب را در کنار هم قرار می‌دهد، امور را در کنار هم می‌چیند و به آن مقداری که خداوند به او تحمل و علم و کشش داده است به همان مقدار می‌رود و به هر کجا که رسید برمی‌گردد. ولی از اول پایه و اساس را درست می‌ریزد از آن اول کارش را درست انجام می‌دهد.