عقلانیت در سلوک
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحيم
وصلَّى اللَه عَلَى سيّدنا و نبيّنا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّيبين الطّاهرين و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعينَ
اگر نظر شریف دوستان باشد در جلسه گذشته میخواستیم قدری راجع به مسائل فهم سلوکی و اختلاف این طریق با طریق جاذبههای ظاهری و غلبه حال که در سایر مکاتب و طرق دیگر وجود دارد صحبت بشود که البته به جهت نبودن وقت کافی، آن بحث ناتمام ماند و به نظر هم نمیرسد که مطلب تا کجا رسید و بعد پرداختیم به پاسخ بعضی از سؤالات. البته سؤالاتی که در مرتبۀ قبل بود من با خودم آوردم و اگر راجع به این جلسه هم سؤالاتی هست و فرصت اجازه داد خب در خدمت دوستان هستیم.
مسئلۀ فهم و ادراک بسیار مسئلۀ مهم و حیاتیترین قضیه است و همانطوری که در جلسه گذشته خدمت رفقا و دوستان عرض کردم ملزم دیدم خودم را که با توجه به کیفیت ارتقاء فکری و رشد روحی و نفسی و حالاتی که مطرح و صحبت میشود مطالبی را خدمت دوستان عرض کنم. و آن طریقه و مسیری که مورد نظر اولیاء الهی است آن طریقه و مسیر را برای دوستان قدری باز کنم گرچه تا به حال تمام صحبتهای ما چنان چه مستحضر هستید بر محوریت تعقل و فهم دور میزده است و روی این مسئله بیش از سایر مسائل، بنده توجه داشتم.
یادم میآید تقریباً حدود چهار سال پیش پنج سال پیش که خیلی به واسطۀ بروز بعضی از جریانات، بنده راجع به این مسئله دائماً تذکر میدادم خدمت رفقا، یک روز یکی از افرادی که دارای حالاتی بود و مسائلی داشت از مخدرات، ایشان آمد و اظهار داشت آقا شما راجع به مسائل تعقل و فهم و ادراک خیلی صحبت میکنید بهتر است راجع به مسائل حال و وجد و شور و عشق و محبت هم که لازمۀ حرکت سالک است به سوی پروردگار، مطالبی مطرح باشد تا تصور یک طرفه نشود. بنده به ایشان گفتم هرچه بر سر ما آمده است چه در زمان حیات مرحوم آقا [علامه طهرانی] رضوان اللَه علیه و بهخصوص پس از فوت ایشان، به جهت کنار گذاشتن این قضیه بوده است و بهطورکلی هرچه بر سر اسلام آمده است، چطور اینکه انشاءاللَه راجع به این مسئله توضیح خواهم داد، اینها برای این بوده که اینها همه کنار گذاشته شده است.

