عقلانیت در سلوک
8چون عقول ناقص افراد به مسائل ظاهری و جاذبههای ظاهری بیشتر توجه دارد بیشتر توجه دارد. همینقدر بیایند ببینند این شخص چه قدرتی دارد؟ این کیست که در اینجا نشسته و یک لیوان را فرض کنید که تبدیل به طلا میکند؟ او کیست؟ بیاییم ببینیم. اما اگر آمد عمیقترین و دقیقترین رموز توحید را آن چنان [که شایسته است] بیان کرد صرفنظر از دوستان و رفقا [کسی نمیآید چون دیگران به این مسائل] تعلقی ندارند. یک وقت ما در یک مجلسی بودیم افرادی که در آن مجلس بودند از همین قبیل کارها و این گونه مسائل، کموبیش حالا به یک نحوی داشتند [به] ما هم گفته بودند ما هم رفته بودیم در آنجا نخود آش اینها شده بودیم ما که از این کارها بلد نیستیم، نشسته بودیم و دیگر هر شخصی هر چیزی که داشت به بازار میآورد و هر متاعی که داشت عرضه میکرد. یکی طیالارض داشت یکی نمیدانم چه داشت و اینها. وقتی همه صحبتها کردند و مجلس گرم شد و خیلی جاذب بود و مطالب خیلی .... تقریبا هفت یا هشت نفری بودند گفتم هیچکدام یک از شما طیالسماء دارد؟ خب یکی از مطالب طیالسماء است. یعنی انسان در یک لحظه، در طیالارض این است که مطلب از یک نقطه به یک نقطه زمین در یک فاصله بسیار کمیو در یک مدت بسیار کمی طی شود، طیالسماء این است که در زمین حرکت نیست این دو مکان در فضا، این سریع انجام میشود. گفتم کسی از شما طیالسماء دارد؟ گفتند: نه. گفتم: اگر کسی داشته باشد چه؟ گفتند شما کسی را سراغ دارید؟ گفتم: بله. گفتند: چه کسی؟ گفتم: حالا اگر من باشم خب شما چه نظری دارید؟ گفتند: جدی میگویید؟ گفتم: بله جدی میگویم. خلاصه یکی از آنها گفت خب مثلا شما فاصلۀ طهران تا مشهد را چقدر طیالسماء میکنید؟ گفتم: یک ساعت و ده دقیقه، چون هواپیما یک ساعت و ده دقیقه از طهران تا مشهد میرسد. حالا هواپیماهایی که بعد میآید شاید زمان را کمتر هم بکند و به نیمساعت و یک ربع هم برسد. یک هواپیماهایی آورده بودند سابق، در زمان شاه، که خیلی سریع بود و سرعت بالایی داشت، اگر از آنها بود شاید فرض کنید که یکربع یا بیست دقیقه هم میرفت. علیکلحال، گفتم: یک ساعت و ده دقیقه، یکمرتبه جا خوردند! آخر نفهمیدند ما چه میگوییم، گفتند: جدی شما یک ساعت و ده دقیقه میروید؟ گفتم: بله یک ساعت و ده دقیقه میروم. گفتند که تا به حال چند مرتبه این کار را کردید؟ گفتم: اجازه بدهید بشمارم، گفتم حدود چهل یا پنجاه مرتبه میشود که من به زیارت علی بن موسی الرضا که مشرف شدم این [کار را کردم.] گفتند: از همین قم؟ گفتم: نه از طهران فرودگاه مهرآباد، تازه متوجه شدند که قضیه از چه قرار است!

