در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عقلانیت در سلوک

تبیین حقیقت مسیر و راه سیروسلوک الی الله

14318
نسخه عربی

عقلانیت در سلوک

7
  • وقتی که یکی از دوستان مرحوم آقای حداد به ایشان می‌گوید که آقا ما برای فلانی یعنی برای مرحوم آقا نگرانیم چون بعضی از دوستان ایشان از زمره آن طیف و دسته هستند. ایشان می‌گوید: نه! نگران فلانی نباش او مانند کوه می‌ماند و کسی نمی‌تواند او را متزلزل کند و بعد هم اضافه می‌کنند فلانی هم رفت که رفت. یعنی حتی اگر مرحوم آقا رفت که رفت! مگر ما چه داریم؟ ما خدا را داریم و کسی که خدا را دارد که باک از چیزی ندارد.

  • اگر آن مساکین همین یک جمله را می‌شنیدند کافی بود دیگر نیاز به مطلب دیگری نبود. آنها برای اینکه یک نفر را جذب کنند به هم بشارت می‌دادند، مجلس تشکیل می‌دادند. اما او در جای خود نشسته و انگارنه‌انگار که شخصی می‌رود یا یکی می‌آید، از افراد کم می‌شود، از جلسه کم می‌شوند یا به جلسه اضافه می‌شوند. چرا؟ چون او عاقل است؛ راه او بر مبنای عقلایی است، بر مبنای احساسات نیست، بر مبنای ازدیاد و کثرت جمعیت نیست. بله؟ بر این مبنا نیست. او حق را می‌بیند و در هرجا که حق بود همان‌جا قدم می‌گذارد هر کسی خواست بیاید، بسم اللَه. هر کسی نخواست خانه‌اش آباد، خودش می‌داند. این را می‌گویند مبنا مبنای عقلایی.

  • در سلوک انسان باید از احساسات و تخیلات و اوهام خارج بشود با ملاکاتی که بزرگان در اختیار انسان قرار دادند و به کلیت و وحدت و جمعیت باید بیاید، این حقیقت حقیقت سلوک است و از آنجایی که انسان در این دنیا آمده است و به این دنیا تعلق دارد جاذبه های [ظاهری‌] [برای‌] انسان بهتر و نزدیک‌تر است از جاذبه‌های معنوی و از آن حقایق عقلانی و نورانی و روحانی.

  • فرض کنید که در یک مجلسی، در آن مجلس یک شخص بیاید از توحید صحبت کند، از اسماء جمالیه و صفات جلالیه پروردگار بخواهد حرف بزند و یک دعوتی را بخواهد بکند از افراد، در روزنامه هم بخواهد بگوید که این مجلس مجلس توحید است، از حق گفته می‌شود، فقط از خدا گفته می‌شود و از مسائل دیگر چیزی به نظر نمی‌آید. چند نفر در این مجلس شرکت می‌کنند؟ خیلی شرکت کنند صد نفر دویست نفر. حالا اگر قرار شود که اعلان کنند، در این مجلس آن شخص مسائل غیرعادی نشان می‌دهد فرض کنید که شعبده‌بازی می‌کند، یک صورتی را به صورت دیگر برمی‌گرداند، فرض کنید که این لیوان را، حالا چرا ما بگوییم شعبده؟ واقعا، واقعا، این لیوانی که الان در دست من است این لیوان شیشه‌ای است این لیوان را بیایید همه می‌بینید که تبدیل به طلا خواهد کرد و آزمایش هم می‌کنند و محک هم می‌زنند و می‌بینند درست درآمده، طلای هجده عیار فرض کنید که من باب مثال، طلای بیست عیار. از این جمعیت یازده میلیونی طهران ده میلیون آن شرکت می‌کنند غیر از این است؟ چرا؟ چرا شرکت می‌کنند؟