در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عقلانیت در سلوک

تبیین حقیقت مسیر و راه سیروسلوک الی الله

14318
نسخه عربی

عقلانیت در سلوک

4
  • و از اینجا انسان استفاده می‌کند که راه سلوک یعنی راه تعقل و راه سلوک یعنی راه تجرد نفس که مساوی با تحقق علم است که علم از صفات لازمه ذات پروردگار است یعنی در هر جا که ذات الهی در آنجا جلوه‌گر است در آنجا علم وجود دارد و چون روح حضرت آدم، آن روح تجردی خودش، نه روح آلوده به دنیا و زخارف دنیا و به رنگ و لعابها و به این نخود و لوبیاها و این جاذبه‌های عادی و ظاهری، وقتی که آن روح به همان کیفیت خودش بوده پس بنابراین مساوی با علم بوده و حضرت آدم به واسطه علمی که داشته عقل را اختیار می‌کند و برای خودش برمی‌گزیند.

  • جبرائیل رو می‌کند به دین و حیا می‌گوید: خب برگردید بر سر جای خودمان، یکی از اینها را آدم اختیار کرد که عقل است و دو تای دیگر برگردند. آنها برنگشتند. جبرائیل گفت: چرا برنمی‌گردید در موطن و عالم خودتان؟ چرا برنمی‌گردید؟ یعنی آن حقیقت دین و حیا ممثل شده بود برای حضرت آدم‌ به یک صورتی، برگردید به جای خودتان. آنها گفتند خداوند به ما امر کرده است که در هر جا که عقل است شما هم باید همان‌جا باشید و در آنجایی که عقل نیست شما هم نمی‌توانید باشید.

  • از ضمیمه کردن این مطالب این طور نتیجه گرفته می‌شود که در هر جا عقل است در آنجا دین است و در آنجا حیا و شرم است و در هر جا که قوه عاقله وجود ندارد، تعقل وجود ندارد در آنجا دین هم وجود ندارد احساسات است. اعمال است ادا و اطوار است، سرخوش بودن به یک سری مسائل غیرواقعی است. چرا؟ چون تعقل وجود ندارد احساسات وجود دارد. کارهایی که یک بچه می‌کند چرا در نظر ما ارزش ندارد؟ چرا؟ چون تعقل وجود ندارد. یک بچه چهار ساله سه ساله، کارهایی که انجام می‌دهد، در مجلس می‌دود با امور بچه‌گانه بازی می‌کند، کارهایش را شما در نظر بگیرید می‌خندید توجه نمی‌کنید، چرا؟ چون تعقل ندارد، فهم ندارد و از دیدگاه ما این اعمال جنبه وجودی ندارد جنبه‌ ثبوتی ندارد، بودن با نبودنش یکسان است و تفاوتی از این نقطه نظر ندارد.