عقلانیت در سلوک
3مسئله تعقل و فهم و کیفیت به کار انداختن عقل خدادادی بر عهده ما و سایر مسائل برعهده شما، ما آنچه را که مربوط به وظیفه خود است انجام میدهیم و راجع به بقیۀ مطالب، دیگر ما صحبتی نداریم البته نه اینکه صحبت نیست فعلا مجالش نیست حالا تا بعد راجع به سایر قضایا، انشاءاللَه در جلسات آتی عنوان بصری راجع به این مسائل مفصلا صحبت خواهد شد. در آن مطالبی که راجع به کیفیت ارتباط و عزلت و مسائل شخصی است و نحوه تجرید نفس و کیفیت و طرق آن، راجع به این قضیه مطالبی عرض خواهد شد.
روایتی است که این روایت را مرحوم آقا [علامه طهرانی] خیلی در مجالسشان میخواندند و افراد را به این مطلب توجه میدادند که وقتی خداوند حضرت آدم را خلق کرد جبرائیل نازل شد و با خودش سه چیز را آورد: یکی عقل و یکی دین و یکی حیا و شرم. و رو کرد به حضرت آدم و گفت خداوند سلام میرساند و میگوید یکی از این سه چیز را باید اختیار کنی، یا عقل را و یا دین را و یا حیا را. حضرت آدم از آنجایی که عقل داشت عقل را اختیار کرد و عقل را برای خودش برگزید و این خیلی در آن نکته است که در آن اگر انسان به این روایت توجه کند متوجه یک نکته بسیار دقیقی میشود لابد دوستان این سؤال باید در آنها پیدا شده باشد وقتی که هنوز جبرائیل عقل را در وجود آدم قرار نداد[ه بود] چرا آدم آمد عقل را اختیار کرد؟ یعنی آن حسّی که آمد و با آن شاخصههایی که داشت عقل را برگزید و دین و حیا را کنارگذاشت در حالی که هنوز عقل در وجود آدم قرارنگرفته است، این چطور ممکن است؟ پاسخ به این مسئله این است که گرچه عقل به عنوان عقل عملی در وجود حضرت آدم نبود اما نفس خلقت روحی آدم و آن روحی که داشت و تعلقی که به حضرت پروردگار داشت، نفس آن روح عبارت است از نوری که آن نور مایز بین حق و باطل است و آن نور برای او عقل را برگزید.

