ارتقاء فهم و ادراک مهم ترین مساله در مکتب تشیّع
9خودم را روی این مبنا قرار دادم روی این شالوده فكری قرار دادم این مطالبی كه شما دارید میگویید دارد پایه و اساس این حرفها و مبانی من را، همه را درهم میریزد و خرد میكند و من نگرانم از این كه اگر این مطالب را از دست بدهم به چه چیز دیگر میتوانم خود را متمسك بكنم؟ به چه چیز دیگر میتوانم دست بیاندازم؟ مانند فردی كه در هوا معلق، همین طور میماند، از یك طرف نه میتواند خودرا به چیزی آویزان كند و نه یك طرف پایش روی زمین است و تمام آن چه را كه تا به حال برای خود بافتهام همه آنها رشته خواهد شد نگو دیگر بس است من میخواهم به آن چه كه هست [باقی بمانم]!
نتیجه پنجاه سال شصت سال درس خواندن و بودن و در جریانات بودن و بزرگان را به این مسائل متهم كردن این است! این مكتب امام صادق است؟ این مكتب امیرالمؤمنین است؟ این مكتب مكتب امام رضااست؟ حالااگر از این فرد در روز قیامت سوال شود به چه دلیل شما مردم را به مطالبی سوق میدادید كه خود از برخورد با آن مطالب این طور در خشیت و ترس بودید چه جوابی ایشان دارد كه بدهد؟ و چطور میتواند پاسخ تبعات مطالبی را كه مطرح كرده و جریاناتی كه به وجود آورده، چطور میتواند پاسخش را بدهد؟ التفات كردید؟
در جلسه عنوان بصری ظاهرا دو جلسه قبل یا سه جلسه قبل بود من راجع به این قضیه صحبت كردم كه بعضی از بزرگان از نویسندگان و از علما در نوشتارشان دارند یا در سخنانشان گفتند نوشته آنها را من دیدم، در كتابی كهنوشته بودند، كه در این زمان انسان باید حسینهای زمان را بشناسد و یزیدهای زمان را باید بشناسد تا بتواند طریق حركت خود را در این زمان تصحیح كند و تشخیص بدهد! اشكالی كه بنده به نظرم میرسید و حق هم همین طور است، این كه عرض كردم یزیدهای زمان اشكالی ندارد در هر زمانی ممكن است هزار تا یزید باشد ده هزار تا یزید باشد هزار تا شمر باشد، اشكال ندارد، این همهافرادی كه الان جنایت میكنند این طرف و آن طرف، اگر اینها در كربلا هم بودند شاید امام حسین را از بین میبردند، مسئله مسئله مهمینیست الان هزار تا یزید داریم، هزار تا. ولی چندتا حسین داریم؟ چندتا داریم؟ فقط یكحسین داریم و آن امام زمان است و بس. چون ما یزید هزار تا داریم دلیل نیست كه هزار تا این طرف حسین داشته باشیم! صد تا حسین داشته باشیم! ده تا امام حسین داشته باشیم! بیست تا امام حسین داشته باشیم! امام حسین! ...

