ارتقاء فهم و ادراک مهم ترین مساله در مکتب تشیّع
3دارد به طور كلی اساس حركت ما بر این مطالب استوار است در مكتب امام صادق و امام رضا علیه السلام و امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء اول و قبل از همه چیز تعقل باید حاكم باشد آن گاه اسلام. اسلام بدون تعقل در این مكتب با صفر برابر است. تشیع بدون تعقل و تفكر در مكتب امام علیه السلام هیچ ارزشی ندارد. امیرالمؤمنین علیه السلام شاگردی میخواهد كه قبل از این كه به دنبال او بیاید او را شناخته باشد و قبل از این كه دست به قبضه شمشیر ببرد بداند كه كجاست و چه میكند و چه میخواهد انجام بدهد. در مكتب امیرالمؤمنین علیه السلام پیروی كوركورانه با عدم متابعت یكسان است.
بله مطلب دو تا است. یك وقتی ما به حقیقت وصداقت و واقعیت این مطلب میرسیم كه امیرالمؤمنین علیه السلام واقعیت محضاست حالا قرائن و شواهدی هر چه بر این مسئلههست ما به این نكته میرسیم اما حالا تا رسیدن به مطالب آن حضرت، ما كجا و او كجا؟ خب با توجه به این قضیه انسان خودش را در این راستا قرار میدهد و بدون این كه بخواهد بی جهت خود را درگیر مسائلی كه در اختیار او نیست بكند خود را در اختیار امام علیه السلام واقع میكند این عین اختیار است و عین تفكر و تعقل است و این مسئله در همه جا است. وقتی كه من از مسائل طب اطلاع ندارم نمیتوانم در كارهای طبیب دخل و تصرف كنم ولی باید به صداقت و واقعیت و حذاقت و خبرویت و تجربه این طبیب اول برسم حال كه رسیدم خود را به او میسپرم و این اشكالی ندارد و در این مطلب صحبت نیست.
صحبت در این است كه انسان بیاید و بدون توجه به این مسئله همین طور به یك جریانی گرایش پیدا كند بدون این كه نسبت به او شناخت داشته باشد این مطلب در مكتب اهل بیت نیست در مكتب اهل بیت قبل از این كه اهل بیت افراد را به خود بخوانند، قبل از این، افراد را به خود آنها میخوانند افراد را به تفكر آنها و به خلاقیت ذهنی آنها میخوانند. امام علیه السلام فردی را میخواهد به دنبال او بیاید كه عاقل باشد و بفهمد كه چه میكند بفهمد پایش را كجا میگذارد این میشود اساس. امام علیه السلام چوب نمیخواهد امام علیه السلام انسانِ برنامه ریزی شده رباط نمیخواهد. در مكتب امام علیه السلام رباط نیست انسان است با تفكر و با تعقل. این در مكتب امام علیه السلام است. در مكتب اهل بیت این تز وجود دارد و هر چه در قبال این مطلب قرار بگیرد مطرود است.

