در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام‏

و وظیفه افراد در قبال آن

14461
نسخه عربی

فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام‏

6
  • یعنی مرحوم آقا در آن سال‌های سنۀ ٤٢ ـ که خودشان بخش عمده‌ای از مسائل مقابله و حرکت در تشکیل حکومت اسلامی، بر عهدۀ ایشان بود ـ ایشان در ارتباط با افراد این‌گونه تفکر داشتند. این می‌شود تفکر، تفکر اسلامی! این می‌شود تفکر اسلامی. نوشتن و روزنامه پخش کردن و حذب کردن و مردم را دعوت کردن و داد و بیداد و فلان و این حرف‌ها نبوده، این مسائل نبوده. درست؟!

  • 2 - ایجاد احساس نیاز واقعی به امام زمان علیه السّلام

  • مردم به این نقطه باید برسند در فلسفۀ غیبت امام زمان علیه السّلام که احساس کنند، احساس کنند غیر از وجود مبارک آن حضرت هیچ تشخّصی و فردی نمی‌تواند ضمیر تشنۀ آنها را سیراب کند! این یک مسئله است.

  • خب این، حضرت که وقتی می‌آیند که به یک دِه و یک روستا و یک شهر و یک کشور که قناعت نمی‌کنند! حضرت باید در وقتی ظهور کنند ـ چون حکومت حضرت، حکومت جهانی خواهد شد ـ که دنیا به این مطلب برسد، نه فقط مسلمین، نه فقط شیعیان! دنیا باید به این نکته برسد که دیگر صلاح کار از دست بنی نوع آدم بیرون آمده است و چارۀ کار دیگر با کنفرانس و میزگرد و میزِ بیضی و میز دایره و مستطیل و اینها گذشته و افراد در هر مرتبه و در هر موقعیتی که دارند از اسلام و از تشیّع و از تسنّن و از یهود و از نصاریٰ، قادر به کنترل شهوات و هواها و منویّات غیر حقیقی خود نیستند و با این‌قسم نمی‌توان وجدان بشریت را بهبود بخشید، ضمیر بشر را به نور ایمان و به نور توحید نمی‌توان منوّر کرد.

  • ذات نایافته از هستی‌بخش***کی تواند که شود هستی‌بخش‌؟!1
  • آن شخصی که سراپای وجود او را تخیلات و تصورات و منویّات و حفظ قدرت و حفظ شخصیت و حفظ ریاست بر همۀ دنیا گرفته است، او نمی‌تواند به داد مردم برسد. باید نقطۀ فلاح را در جای دیگری جستجو کرد.

    1. مثنوی هفت اورنگ، ج 1، ص 581:
      ذات نایافته از هستی‌‌بخش***چون تواند که بود هستی‌بخش‌؟!