خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام
3آقا میفرمودند مگر میشود سالك با دیوان حافظ آشنا نباشد. بسیار اشعار آب داری دارد حافظ، و راهگشا است. اشعاری است كه از شهوداو برمیخیزد و از ادراك او سرچشمه میگیرد و از ضمیر او تراوش میكند و اگر بخواهیم عبارت بهتری را برای اشعار جناب خواجه بیاوریم بایدبگوییم كه اشعار او شبیه به الهام و وحی است و از خود نمیگوید. دیگران لفاظی میكنند الفاظ استعارات كنایات، اینها را جمع میكنند و میآیند ادا درمیآورند و از این كتاب به كتاب دیگرنقل میكنند یا این كه اگر ذوق شعری دارند این الفاظ و عبارات را در قالب شعر مطرح میكنند و كسی كه اهل خبره باشد با یكی دو خط شعر متوجه میشود كه اینها همه تعابیر تعابیر مجازی است و از حقیقت بویی به مشام اینها نرسیده است. ولی حافظ این طور نبود.
حافظ اشعارش از حقیقت سرچشمه میگیرد و از حقیقت نشأت پیدا میكند لذا انسان وقتی كه با حافظ انس دارد احساس وحدت میكند و این كاملا مشخص است كه گویا از ضمیر او صحبت میكند مطالب را از ضمیر او بیان میكند و برای خیلی از افراد هم اتفاق افتاده است. یكی از دوستان نقل میكرد، یك شخصی میگفت. یك جریانی برای ما اتفاق افتاده بود خیلی جریان ناراحت كنندهای بود و من خیلی در این اندیشه بودم كه چطور ...؟ آخر ما كه كاری نكردیم! مسئله ای برای ما نبوده! چرا باید این طور باشد؟ چرا باید افراد نسبت به ما این طور تفكر كنند؟ چرا باید ...؟ میگفت همین طور ما در اندیشه و تفكر این گونه مسائل بودیم، دیوانی آن جا بود و برداشتیم و از حافظ، جناب خواجه مدد گرفتیم و تفأُل زدیم و این شعر درابتدا آمد. دلتنگ حالا به همین تعبیر مباش ای دل از طعن حسود، یا طعن حسود ای دل/ شاید كه چو وابینی خیر تو در این باشد!

