باز بودن راه کمال و هدایت برای همه انسان ها
9میشود ریلكس میشود، برای چه؟ برای این كه بتواند خود را از آن پنج دقیقه محروم نكند به آن مطلب بخواهد برسد همین مسئله در مورد این قضیه وجود دارد. وقتی كه انسان برخورد میكند با قضایا و با حوادثی كه در پیرامون او میگذرد باید متوجه باشد كه چه مطلبی را دارد از دست میدهد چه چیزی را دارد الان از دست میدهد چه سرمایهای را دارد از دست میدهد و دیگر برنمیگردد و خدای نكرده اقدامی میكند كه دیگر راه بازگشت ندارد. اینها را باید انسان تشخیص بدهد و نفس را آرام كند و مطمئن كند این اسمش میشود مراقبه.
رسیدن به مراتب كمال این مرحله مرحله است این مرتبه مرتبه است اول رسول خدا میآید یك مطلبی را میگوید اگر پذیرفته شد میرود مطلب دوم را میگوید اگر پذیرفته شد مطلب سوم را میگوید اما اگرنه! از همان اول نپذیرفتید خب نوبت به مطلب دوم نمیرسد. رفت مكتب استاد مكتبی به او گفت بگو الف گفت نمیگویم، گفت چرا؟ گفت اگر بگویم فردا میگویی ب، پس فردا میگویی پ، پس از همین اول الف را نمیگویم خیالم را راحت میكنم. این جور كه نمیشود. اگر شخصی میخواهد عالم و دانشمند بشود باید الف را بگوید و خود را برای آماده كند كه این الف میرساند مسئله را به آن جا. یك شعر ظاهرا مربوط به وحدت است، وحدت كرمانشاهی، یا بوسه نزن بر لب مینای محبت یا در خُم توحید فكن نیك و بدی را اگر شخصی میخواهد وارد حریم الهی بشود باید بداند كه عاقبت كار چیست؟ باید بداند كه این راه با میل نفسانی و با هواهای نفسانی جور درنمیآید باید بداند كه كیمیا بیخود به كسی نمیدهند این مطلب را باید بداند وقتی دانست آن وقت نفس خودش را مطابق با این علم، نفس خودش را توطین میكند مستقر میكند آرامش میدهد، به او تذكر میدهد دائما او را متوجه میكند كه از او غفلت نكند اما بقیه افراد نه! این طور نیستند

