در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان

14544
نسخه عربی

عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان

5
  •  مسئله را مطرح كردند این مطلبی را كه اكثر مردم عقلشان در چشمشان است اكثر مردم ارزشها را به مسائل ظاهری می‌دهند. به ظاهر نگاه می‌كنند. آن تجزیه و تحلیل اینها بر اساس مسائل ظاهر است نه بر اساس واقع. می‌گفتند الان ببینید من از خودم مثال می‌زنم ایشان می‌گفتند: ببینید من الان ملبس به این لباس هستم، عمامه دارم عمامه ایشان از عمامه من بزرگتر بود در این وضعیت هستم عصایی هم داشتند و قبا و عبا و این وضعیت و ... خب شما دارید می‌بینید و ایشان وقتی وارد مسجد می‌شدند افراد صلوات می‌فرستادند و برای ... و سلامتی و چی از این حرفها كه اصلا ... این حرفها نبودند. گفتند: حالا من فردا ظهر یا فردا شب بیایم در مسجد از منزل می‌آیم مثال می‌زدند ... نه این كه حالا این كار را انجام بدهند می‌خواستند ما را در یك مسئله واقعی و یك بینش واقعی و احساس واقعی قرار بدهند عمامه را از سرم برمی‌داریم به جای آن شب كلاه می‌گذارم و این قبا را از تنم درمی‌آورم و به جای آن یك لباس یك پیراهن شلوار كه بسیار خب عصا را می‌گذاریم كنار و با یك پیراهن و شلوار و یك شب كلاه وارد مسجد می‌شویم خب درست شد؟ علم ما كه سرجایش است تقوای ما اگر داشته باشیم آن سرجایش است همه چیز سر جایش است فقط تنهاچیزی كه شده عمامه برداشته شده به جای آن شب كلاه گذاشته شده است ... آیا این مردم نظری كه به ما دارند تا فردا شب یكی است؟ اصلا به كل عوض می‌شود. یعنی به ما وقتی كه دیگر نگاه می‌كنند به عنوان یك فرد عادی نگاه می‌كنند صحبت كه با ما می‌كنند تفاوت می‌كند نحوه صحبت تفاوت می‌كند وقتی كه می‌آیند صحبت كنند یك حالت دارد اما وقتی كه ... [لباس تغییر كند] فرق می‌كند. و این مسئله را خود من احساس كردم من خودم دارم تجربه را خدمت شما می‌گویم. افرادی كه البته كسان دیگر و اشخاص دیگر ما در یك موقعیتی بودیم در یك جایی رفته بودیم به اتفاق یك عده از دوستان و اینها وقتی كه من با این لباس بودم با این عمامه بودم صحبت آن افراد با من به یك نحوه بود وقتی كه عمامه برمی‌داشتم و با همین به اصطلاح در همین زیارتها با همین لباس عربی و عادی بودم صحبت آنها با من تفاوت می‌كرد ولی نحوه صحبت نحوه حركات و نحوه چیز ... من هم می‌خندیدم آنها نمی‌دانستند من برای چه دارم می‌خندم ... تفاوت می‌كرد. در حالی كه خب جوابهایی كه ما می‌دادیم همان جواب بود. سوالاتی كه مطرح می‌شد طبعا در همین زمینه‌ها و مسائل بود. اینها برای چیست؟ اینها برای غلبه احساسات است! درست شد؟ و این خیلی مسئله عجیبی است؛ خیلی مسئله عجیبی است. هر چه انسان راجع به این مسئله فكر كند و تأمل كند باز هم جا دارد و وضعیت خودش را در موقعیت منطقی و عقلانی قرار بدهد" لاتكن عبد غیرك" سیدالشهداء علیه السلام می‌فرماید: عبودیت غیر را هیچ وقت بر گردن خود مینداز، در حالتی كه:" فقد جعلك اللَه حرّا" خداوند تو را آزاد آفرید و فقط عبودیت مرا باید تو آویزه گوشت قرار