در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقش امام زمان علیه السّلام در حرکت تکاملی انسان

و تبیین حقیقت ولایت

14480
نسخه عربی

نقش امام زمان علیه السّلام در حرکت تکاملی انسان

7
  • اینهایی هم که آمده بودند خدمت سیدالشهدا به‌قول مرحوم آقا می‌فرمودند: «از همان‌هایی بودند که حضرت موسی انتخاب کرده بود، از همان‌ها آمده بودند!»

  • وقتی که آمدند رو کردند [به امام حسین و] خُب حضرت فرمود، امام حسین گفت: «چه می‌خواهید از من؟» خلاصه این به آن یک نگاهی کرد و آن هم یک خُرده به این نگاهی کرد و اینها، گفتند: «خلاصه می‌خواهیم از آن چیزها، از آن اسراری که می‌دانی و به کسی نمی‌گویی، به ما بگویی! خلاصه امروز آمده‌ایم، از اینجا هم بیرون نمی‌رویم! خلاصه، از آن مطالبی که خلاصه هرجایی پیدا نمی‌شود!»

  • حضرت یک خنده‌ای به آنها کرد و گفت: «نمی‌توانید، تحمل ندارید، قدرت ندارید!» گفتند: «نمی‌شود، هیچ فایده‌ای ندارد، هیچ فایده‌ای ندارد!»

  • حضرت دوباره فرمود: «نمی‌توانید ها! اینها را نمی‌توانید تحمل کنید!»

  • گفتند: «نه!»

  • بعد حضرت فرمود: «خب، حالا یک نفرتان را تِست می‌کنیم، یک نفرتان را امتحان [می‌کنیم]، اگر دوام آوردید بقیه، نفر بعد، نفر بعد! خب حالا چه کسی [می‌آید]؟» اینها هم گشتند از میان خودشان دوباره یکی را انتخاب کردند که خلاصه خیلی، به‌قول مرحوم آقای حداد: «چکّش خورش بهتر بود»1 سعه‌اش بیشتر بود، حضرت فرمود: «حالا بیا برویم کنار.» حضرت او را بُرد در یک اتاق و وقتی برگشت، اینها دیدند دارد تِلو تِلو می‌خورد، دیگر سرش دارد گیج می‌رود، اصلاً دیگر با اینها نمی‌تواند حرف بزند!

  • حضرت فرمودند: «اگر می‌خواهید این بلا سر شما هم بیاید بفرمایید!» گفتند: «نه، ما...!»2

  • البته مرحوم آقا بعد فرمودند که: «انسان نباید بترسد و باید برود، هرجا [هرچه] می‌خواهد بشود! وقتی شما رفتی در دامن امام حسین دیگر ترس یعنی چه؟! حالا تِلو تِلو می‌خورد، بخورد! هر طوری هم می‌خواهد بشود، بشود!» ولی خب بهتر این است که علیٰ‌کلّ‌حال انسان مسائل را به خود آنها بسپارد تا‌ اینکه هر طوری‌که خودشان صلاح می‌دانند، در هر مرتبه که خودشان صلاح می‌دانند، همان‌طور انجام بدهند. التفات کردید؟!

  • ولایت، واسطۀ تجلّی اسماء و صفات الهی بر تمام عوالم وجود

    1.  روح مجرّد، ص 557:
      «افرادی که استعدادشان در تحمّل مشاقّ و واردات بسیار بود، [مرحوم آقای حداد] از آنها تعریف می‌نمودند و می‌فرمودند: ”فلان کس چکّش‌خور خوبی دارد.“ و این اصطلاح آهنگرها است، چون بعضی از اقسام آهن سست و بدون موادّ فولادی است و در اثر گداختن زود از بین می‌رود و قابل چکّش‌کاری و پتک‌کاری نیست، ولی بعضی از اقسام آهن دارای ترکیبات فولادی است و استحکامشان بسیار است، چندین بار متناوباً آنها را در کوره می‌گدازند و روی سندان می‌نهند و می‌کوبند، مع‌ذلک استقامت دارد تا آن را به هر شکل و صورت که می‌خواهند درآورند.»
    2. مناقب آل‌أبی‌طالب، ج 4، ص 51:
      «و رَویٰ عبدُ العَزیزِ بنُ کَثیرٍ: أنّ قَوماً أتَوا إلَی الْحسینِ و قالوا: ”حَدِّثنا بِفَضائِلِکُم!“ قالَ: ”لا تُطیقونَ وَ انْحازوا عَنّی لِأُشیرَ إلیٰ بَعضِکُم فَإن أطاقَ سأُحَدِّثُکُم.“ فَتَباعَدوا عَنه فَکانَ یَتَکَلَّمُ مَع أحَدِهِم حتّیٰ دَهِشَ و وَلِهَ و جَعَلَ یَهِیمُ و لا یُجیبُ أحَداً وَ انْصَرَفوا عَنه‌.»