اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب
3مسأله قضیه فرق میكند و این به غلط در میان بعضی از افراد این مسأله رسوخ كرده كه هر كسی كه وارد سلوك میشود حتما خدا باید برای او گرفتاری بیاورد این از یك طرف این مسأله غلط است به جهت این كه مسأله گرفتاری و سایر مسائل دیگر مثل سایر افراد میماند و جریان مشیت و تقدیر الهی از این نقطه نظر فرقی ندارد یكی از دوستان حادثهای برای او اتفاق افتاده بود و او به این گفته بود كه این فعلا اول كار است من گفتم شما به بیمارستان مراجعه كن به این جاهایی كه خلاصه محل ابتلا هست مراجعه كن ببین افرادی كه در آن جا میآیند مگر همه سالك هستند ابتلا هست برای هر شخصی هست حالا مشیت و تقدیر الهی بر این قرار گرفته كه خب این نحوه ابتلاء خدا برای شما تقدیر كند مسأله این طور نیست یا همه افرادی كه فرض كنید كه تمام سال در تضییقات هستند مگر همه افراد سالك هستند نه بعضی از آنها حتی خدا را هم قبول ندارند این از این نقطه نظر خب این نگرش صد در صد نگرش باطل و غلطی است بلكه در مسأله سلوك آن چه را كه تفاوت میكند نگرش به این مسأله است یعنی كیفیت برخورد با قضیه است كه افراد دیگر این حوادث و جریانات منبعث و منشأ برای معلول علل ظاهری میدانند و برای رفع آنها به دنبال علل ظاهری میگردند یك سالك اینها را به مشیت و تقدیر الهی مربوط میكند و درخواست رفع آنها را هم از خداوند میكند با توجه به این كه باز مشیت الهی را بر این مطالب غلبه میدهد و هر چه را كه خدا صلاح دانست او را مدّ نظر قرار میدهد این یك نگرش.
در مقابل این نگرش، نگرش قاصرِ دیگری وجود دارد و آن این كه هر كسی كه وارد این راه میشود باید همه مشكلات او حلّ شود هر كسی كه وارد این راه بشود دیگر فرض كنید كه مرضی در خانواده او و بستگان او نباید بیاید تضییقات و اینها و گرفتاری و این مسائل نباید باشد این نگرش هم مانند نگرش اول نگرش صحیحی نیست زیرا اگر قرار بر این باشد كه سالك به مجرد سلوك همه گرفتاریهایش برطرف شود خب این تمییز است این یك نوع ترجیح بلامرجح است این یك نوع امتیاز است بین بندگان الهی چه فرق میكند همه یكسان هستند حالا آن اسمش سالك نیست این اسمش سالك است دلیل میشود بر این مسائل به نحو مطلوب پیش برود نخیر جریان عالم تقدیر و عالم مشیت برای هر كسی یك نوع رقم میزند ولی همان طور كه عرض شد نسبت به قضیه اول در این جا هم نگرش انسان است كه تعیین میكند راه انسان را همه چیز را انسان باید از خدا بداند حوادثی كه برای او پیدا میشود باید از خدا بخواند و صلاح خود را به خدا واگذار بكند و غیر از رسیدن به آن مطلوب و رسیدن به ان غایت كه عبارت است از مرتبه عبودیت نباید نسبت به یك مسأله اصرار داشته باشد.

