اهمیت جایگاه عقل در مسیر سیر و سلوک
7در زمان پیغمبر از هیمن راه وارد شد اصحابی كه دور پیغمبر بودند این اصحاب فقط میآمدند مینشستند و كلمات پیغمبر را مینوشتند بعداز رسول خدا مردم نگاه میكردند میدیدند اینها افرادی بودند كه در زمان پیغمبر بودند احادیث مینوشتند ابوهریره یكی از این افراد بود، مینشست و خبرها مینوشت طبعا مورد اعتماد است دیگر، این كسی كه هر روز دارد در مسجد پیغمبر میآید تمام خطبههای پیغمبر را مینویسد این همه با پیغمبر رفت و آمد دارد مورد اعتماد است! نه! مورد اعتماد نیست. این فقط یك قلمیاست كه بر روی كاغذ میرود اما در دل او چه میگذرد این را هم شما اطلاع دارید؟ ابی بكر با پیغمبر آمد، آمد مدینه، پیغمبر ابوبكر را با خود در غار [بُرد] و بعد [به] مدینه آورد الان یكی از مسائلی كه اهل سنت مطرح میكنند این است كه میگویند ابوبكر یار غار پیغمبر است. خب یار غار پیغمبر باشد چه دلیلی است بر این كه شخص خوبی است؟ اگر شخص خوبی نبود پیغمبر او را با خودش نمیآورد، این چه دلیلی است؟ آیا واقعا عقل میتواند این را به عنوان یك دلیل تلقی كند؟ التفات میكنید! چون پیغمبر ابی بكر را ... شاید ابوبكر را آورده كه از شرش در مكه در امان باشد! چرا این طرف قضیه را نمیگویید؟
آن مطالبی كه ما بعد از زمان مرحوم آقا به آن مسائل مبتلا شدیم همین جا بود یعنی یك ظهوراتی داشت یك جریاناتی بود كه از نقطهنظر وجهه ظاهر و خصوصیاتی كه مردم و عوام میتوانستند به آن خصوصیات تكیه كنند موارد قابل توجهی بود ولی وقتی كه قضیه در مزمار عقل و ملاكات قرار میگرفت در آن مسئله میدیدیم كه نه! جا جای تعجب است جا جای صحبت است جاجای بحث است بله؟ جا جای بحث است. فلان شخص این طور لباس میپوشد پس معلوم میشود روش او درست است! میبینید؟ فلان شخص این جور عمامه به سر میگذارد پس معلوم میشود راه او درست است! ببینید چه مسائلی ....؟ فلان شخص این جور نعلین میپوشد پس معلوم میشود .....! فلان شخص این جور عمل میكند ....! هیچ وقت ما نیامدیم ببینیم كه ملاك برای متابعت چه بود؟ آیا ملاك برای متابعت درازی لحیه و عمامه است؟ این ملاك است برای تبعیت؟ اگر این طور است خب هر فردی میآید ریشش را طویل میكند عمامه اش را بزرگ میكند خصوصیاتی كه میتواند جاذب باشد آن خصوصیات را میتواند انجام بدهد و شما میبینید كه به همین مطالب، یك عده، اینها گرایش پیدا میكنند. به همین مسائل یك عده دل میبندند

