اهمیت جایگاه عقل در مسیر سیر و سلوک
3شخص فعالی است! چقدر دارد كار میكند! چقدر دارد زحمت میكشد! چقدردارد به تلاش میافتد زندگیش را این طور میكند منزلش را در اختیار قرار میدهد امكاناتش را در اختیار قرار میدهد ولی ممكن است آن باطن و آن حقیقت و آن نفس خیلی با عمل ظاهر تطبیق نكند و در این جا آن چه كه برای انسان مهم است او عبارت است از ملاك. این كه این عملی كه دارد انجام میشود روی چه ملاكی است و این شخص كه دارد این عمل را انجام میدهد بر اساس چه ملاكی دارد انجام میدهد؟ آیا واقعا به كنه مسئله رسیده؟ بر همهزوایا اشراف پیدا كرده یا نه؟
ببینید در جریان مشروطه مسئله مسئلهخیلی مهمیبود بزرگانِ از شیعه و از فقها و از مراجع مانند مرحوم آخوند خراسانی مرحوم آخوند ملاصالح مازندرانی و همین طور مرحوم شیخ فضل اللَه نوری در اوایل كار اینها به دنبال مشروطه بودند دیگر و تعقیب میكردند این مسائل را، همه را پیگیری میكردند ولی مطلب این بود كه آیا آنها كه به دنبال این مطالب بودند آیا از آن بینش و بصیرت كافی كه در پشت این قضیه چه مسائلی دارد میگذرد، نسبت به این هم برخوردار بودند؟ آیا احساس میكردند كه یك دستی، دست استعمار، دارد این قضایا را میگرداند و این جریانات را به وجود میآورد و با برنامههای حساب شده و دینی، خیلی عجیب است! در جریان مشروطه تمام برنامههای اغفال كننده، مسائل دینی بود دیگر. ظلم از یك طرف روشن، اجرای عدالت واضح، تعدّی كه بر مردم از طرف حكام قاجار میشد این تعدّی روشن بود واضح بود. اما صحبت در این جا این بود كه چه كسی برای مردم ایران دل میسوزاند؟ انگلیس دارد دل میسوزاند؟ روس دارد دل میسوزاند؟ هزار سال میخواهد نسوزاند! شما چه كاره هستید كه دارید برای ایران و مردم تكلیف تعیین میكنید؟ قاجاریه ظلم میكند به شما چه مربوط است؟ بله؟

