سرّ خلقت انسان
7نمیشود، درست شد؟ هر كاری هم بكنید به هم بزنید آن یك مقدار حل نمیشود، چرا حل نمیشود؟ چون آن یك مقدار، مادهاش با این مادهای كه حل شده فرق میكند این مادهای كه فرض كنید كه نمك است سدیم و پتاسیم است درست شد؟ ید و سدیم است، اما آن ماده ای كه فرض كنید كه حل نمیشود آن چیست؟ كلسیم است، كلسیم كه در آب حل نمیشود، هر چه شما هم بزنید حل نمیشود، فسفر كه در آب حل نمیشود. این محدوده یك محدودهای است كه قابلیت حل شدن در آب را ندارد ولی آن نمك قابلیت حل شدن را دارد.
جبرائیل و ملائكه مقرب خدا كه بالاترین مرتبه از عالم خلق بعد از انسان هستند، اینها در یك حدّی هستند كه اینها نمیتوانند در آن محدوده اطلاقی پرودرگار به فناء ذاتی در ذات پروردگار برسند. حالا متوجه شدید؟ نمیتوانند. نحوه خلق جبرائیل و ملائكه مقرب به یك نحوهای است كه دارای یك توان محدود است، دارای یك قدرت محدود است، نمیتواند به آن حدّ برسد اما وجود مبارك پیغمبر اكرم و ائمه و اولیاء و كسانی كه تابع آن مرام و مشی آنها هستند به یك نحوی است كه آنها میتوانند حركت كنند، به واسطه عبادت، مراقبه، ذكر، تفكر و به واسطه عمل صالح آن شرایط وجودی، آن شرایط نفسانی [را دائما] تغییر بدهند؛ به یك نحوی همین طور تغییر و تبدل در آنها به وجود بیاورند تا به یك نحوی كه قابلیت عبور از حد و قابلیت عبور از قید را پیدا كنند و مندك در ذات پروردگار بشوند، این برای انسان است.
حالا دیگر این آیه روشن شد: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ یعنی چه؟ یعنی خداوند اگر فرض بكنید كه میخواست یك خلقی درست بكند و نهایت سعیخود را روی این خلق انجام بدهد چه خلقی درست میكرد؟ خلقی درست میكرد كه مثل خودش باشد بله؟ همین است دیگر. نه این كه به معنای" مثل خودش" یعنی به آن سعه و آن ظرفیت نه، خلقی درست كند مخلوقی به وجود بیاورد كه از نقطهنظر قرب با خودش هیچ گونه امتیازی و تفاوتی و بُعدی بین او و بین مخلوقش نباشد اما [برای] سایرین بُعد است. عالم ملائكه بُعد دارد، عالم ارواح، عالم شیاطین، عالم اجنه و حیوانات بُعد دارند، همه اینها در یك شرایط محدود و در یك مقیدات هستند.

