در حال بارگذاری... ...
00:00:00

سرّ خلقت انسان

5
  •  یك حدّ وجودی دارد، بیش از [حدّ] او اگر خداوند در او بدمد طاقت نمی‌آورد، طاقت نمی‌آورد .... فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى‌ صَعِقاً ... الأعراف، ١٤٣ وقتی كه خداوند به كوه تجلی كرد، یعنی یك مقداری از آن جهت قهّاریت و جهت جلالیه خود را متوجه این ماده‌ای كرد كه این ماده فرض كنید كه در یك كوهی بوده. این ماده چون محدود است چون این ماده در یك محدوده خاصی قرار دارد، نتوانست آن فشار و آن اتمسفری كه الان از جهت معنوی دارد به او وارد می‌شود را نتوانست قبول كند؛ تمام سنگ‌ها از همدیگر پراكنده می‌شود.

  •  مثل این كه فرض كنید كه بعضی‌ها هستند خب به واسطه یك نفسی كه پیدا می‌كنند فرض كنید كه یك توجهی می‌كنند به سنگی، سنگ دو نصف می‌شود و توجه می‌كنند به یك شیشه و شیشه می‌شكند. این دارای یك نفس قوی است. خداوند وقتی كه یك توجهی كرد به این كوه یك توجه نه این كه ... كوه نتوانست طاقت بیاورد و موسی هم به حال غشوه افتاد. موسی طاقت آورد، موسی تكه تكه نشد، موسی نمرد ولی موسی غش كرد یعنی به این مقدار. كوه از بین رفت آن ٧٠ نفر هم افتادند مردند آن كسانی كه با حضرت موسی آمده بودند همه افتادند مردند ولی حضرت موسی جان داشت، قوی بود، ظرف و سعه داشت، مقدار تأثیرش این بود كه او را از حال ببرد، از حال ببرد. این به خاطر این بود كه حضرت موسی كار كرده بود، نفسش آمادگی داشت، استعداد داشت برای این كه آن حالات روحی كه وارد می‌شود و آن واردات را بپذیرد، زود از كوره به در نرود، از میدان به در نرود.

  •  دیدید گاهی اوقات برای افرادی یك خبری می‌آوردند یك مرتبه اصلا حالشان به هم می‌خورد؟ به زمین و زمان بد و بیراه می‌گویند؟ یك‌مرتبه یك خبر برای كسی می‌آورند همه را چیز را انگار فراموش می‌كند؛ بعضی‌ها نه بردبار هستند، صبر می‌كنند، تحمل می‌كنند هر چه مصیبت بیشتر باشد آرامش دارند اینها دارای سعه هستند.