در حال بارگذاری... ...
00:00:00

سرّ خلقت انسان

3
  •  راجع به این خلقت آسمان و زمین و این كرات و این عالمی‌كه انتها ندارد و به انتهایش نرسیدند و نخواهند رسید، راجع به این هم ندارد كه ما آسمان‌ها و زمین را در بهترین نحوی كه می‌توانستیم با قدرت قهاریت و نیروی لایزالی خود به وجود بیاوریم، ندارد. اما راجع به انسان این مسأله است به عبارت دیگر در یك روایت و حدیث قدسی می‌فرماید:

  •  لَا یسَعُنِی أرْضِی وَلا سَمائِی وَلكِن یسَعُنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ‌1

  •  زمین و آسمان وسعت مرا ندارند، وسعت مرا ندارند یعنی وسعت تجلّی مرا ندارند، زمین و آسمان یك ظرفیت محدودی دارند. بله شما وقتی كه یك بادكنكی را دست می‌گیرد این بادكنك ممكن است ظرفیتهای مختلفی داشته باشد، یك بادكنك را یك مقداری در آن بدمید می‌تركد، محدود است، ضعیف است. بادكنی هست قویتر، یك مقدار بیشتر بزرگ می‌شود ولی بالاخره یك حدی دارد. بعضی از این بادكنك‌ها هستند حتی یك مرد صد كیلویی، صد و بیست كیلویی برود روی آن بایستد طوری نمی‌شود چون قوی است، ماده پلاستیكی آن ضخیم است، انعطاف آن زیاد است، آن جنبه‌كششی‌اش، الاستیكی‌اش در آن قوی و زیاد است، آن طوری نمی‌شود مسأله‌ای به وجود نمی‌آورد.

  •  این چه ظرفیتی در وجود انسان است كه خداوند می‌فرماید قلب بنده‌مؤمنِ به من ظرفیت مرا دارد، نه این كه زمین و آسمان من، ستارگان من، سیارات من؟ نیست این طور. این چه جهتی دارد؟ این جهتش این است كه از بین همه‌موجودات، آن موجودی كه دارای قابلیت ابراز و اظهار همه‌صفات جمالیه و جلالیه حق را داشته باشد فقط انسان است. یعنی این وجود انسان [را] به یك مرتبه‌ای و به یك نحوه‌ای خداوند خلق كرده و هنر خود را به اصطلاح در این وجود به یك نحوه‌ای قرار داده كه می‌تواند به آن حقیقت مطلقه‌ای كه خودِ وجود پروردگار آن حقیقت مطلقه است و سایر موجودات در آن مرتبهِ اطلاقی نیستند بلكه محدود هستند به یك حدودی و مقید هستند به یك قیودی، انسان از آن مرتبه غیب عبور كند. از او عبور كند و برود به آن مرتبه لاحدی و مرتبه اطلاقی برسد. حتی جبرائیل حتی جبرائیل كه ملك علم است و افاضه علم را بر همه موجودات حتی بر پیغمبران می‌كند، جبرائیل‌

    1. الكافى، ج ٢، ص ١٢٣