اعتدال در سلوک
5است. این مال سلامتی بدن است؛ اگر بدن سالم باشد این سلامتی بدن در سلامتی روح هم تأثیر میگذارد.
حالا اگر قرار بشود كه ما بیاییم و در این مسأله قائل به افراط بشویم، یعنی اگر فرض كنید كه میشنویم خوردن نان و سركه برای انسان مفید است، برای نفس مفید است از این به بعد تمام غذاهایمان را دیگر نان و سركه قرار بدهیم خب زخم معده میگیریم میافتیم دیگر! اصلا به طور كلی زندگی مختل میشود، دیگر اعصاب انسان از بین میرود چون سركه و اینها برای اعصاب خوب نیست. چرا [زندگی مختل میشود؟] به جهت این كه [این قضیه] از حدّ و از اعتدال خودش خارج شده.
فرض كنید كه میگویند كه اگر كسی گوشت نخورد زیاد خوردن گوشت برای حال انسان، این مضر است حالا اگر كسی بیاید اصلا گوشت نخورد، خب این دچار ناراحتیهایی میشود و ممكن است به بعضی از ناراحتیهای روحی و روانی این مسأله منجر بشود چرا؟ چون مسأله از حدّ اعتدال خودش، قضیه خارج شده.
راجع به داروها همین طور است. دارو برای انسان ضروری است اما اگر انسان از سر خود و پیش خود بدون تجویز پزشك بخواهد دارو برای خودش مصرف كند، مصرف دارو را زیاد كند این منجرّ به بعضی از ناراحتیها میشود. همین استامینوفنی كه برای سردرد و برای تب و اینها همه میدانید و همه میشناسید و اینها شما این را یك مقداری زیاد بخورید، فرض كنید كه ناراحتی دارید و میگویید كه [حالا ما] ده بیست تایی با هم میخوریم، این بعد از دو ساعت موجب میشود كه كبد از كار بیافتد و بعد از چهار ساعت هم برای انسان فوت پیدا میشود چرا؟ چون از حدّ اعتدال مسأله خارج میشود.
هر چیزی باید بر اساس اعتدال انجام بگیرد تا بتواند مفید باشد. به طور كلی عالم بر اساس اعتدال میگردد و خروج نظام عالم از یكی از دو طرف اعتدال موجب میشود كه تمام عالم مضمحل بشود و تمام عالم به طور كلی نیست و نابود بشود. در مسأله سلوك مهمترین قضیهای كه برای یك سالك مطرح است، مسأله مسأله اعتدال است.

