وظیفۀ افراد در زمان غیبت امام زمان علیه السّلام
6پارسال بود من در سفری که در لبنان داشتم، یک شب بهاتفاق بعضی از دوستان که بیرون آمده بودیم، [دیدیم] خیلی شهر شلوغ است، جشن است و از این ترقهبازیها و خیلی اصلاً یک بساطی بود، خیلی عجیب! سؤال کردیم: «مگر امشب چه خبر است؟» گفتند: «امشب یکی از اعیاد مسیحیها است!» شب تولد نبود، شب چیزی نبود، یکی از اعیاد مسیحیها [بود]؛ جلوی ماشینها را نگه میداشتند و شیرینی میدادند، همین مسیحیها! شیرینی میدادند، نُقل میدادند بهزور، خلاصه محبت میکردند.
چند روز بعدش، روز 17 ربیع، روز میلاد پیغمبر اکرم بود و من یک چراغ ندیدم در این بیروت راجع به میلاد پیغمبر روشن بشود؛ با اینکه دو سوم جمعیت، بلکه سه چهارم جمعیت آنها را مسلمانها ـ اعمّ از اهلتسنّن و شیعه ـ تشکیل میدهد! ببینید، چقدر این مسئله مهم است. در محلۀ شیعهنشین بیروت ـ که همین محلّی بود که آن ساختمانی که ما بودیم در آنجا بود ـ در شب میلاد پیغمبر فقط یک نفر را ما دیدیم که یک ظرف شکلات دستش گرفته بود کنار خیابان، و ماشینهایی که رد میشدند همچین دستش را نگه داشته بود حالا یکی برمیداشت، یکی برنمیداشت. این آنچه را که ما دیدیم. درست شد؟! اینها تمام یک روزی باید حساب پس بدهند!
تعظیم شعائر دین از اهمّ واجبات است! ما فرزندانمان را با این فرهنگ باید بار بیاوریم، بچههایمان را با این فرهنگ باید بار بیاوریم. میدانید معاویه چهکار میکرد؟ برمیداشت عسل میفرستاد خانۀ این و آن و میگفتند: «بگویید معاویه فرستاده!»1 غذا میفرستاد خانۀ اینها و... . بچه چه میفهمد؟! بچه نگاه میکند، میبیند کسی که به او محبت میکند، [به او] علاقه پیدا میکند، بزرگ هم [همینطور].
باید در مملکت و در حکومت اسلام نسبت به شعائر دینی و مناسباتی که مربوط است به ائمۀ هدی صلوات الله علیهم أجمعین، بهخصوص امام زمان عجّل الله تعالیٰ فرجه الشّریف باید سنگتمام گذاشته بشود. ما هرچه داریم از ائمه داریم و هرچه داریم از امام زمان علیه السّلام داریم. در رأس شعارهای ما تأسّی به امام زمان علیه السّلام باید قرار بگیرد و بقیه تحتالشّعاع باید باشد، در رأس شعارهای ما متابعت از ائمه علیهم السّلام باید قرار بگیرد [و] بقیۀ اشیاء باید تحتالشّعاع باشد! من کی هستم؟! امثال من چه کسانی هستند؟! من و امثال من، تمام ما ریزهخوار این خوان و ریزهخوار سفرۀ انعام ائمۀ معصومین علیهم السّلام هستیم.
- رجوع شود به الأربعون حدیثاً، رازی، ص 81.

