در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظیفۀ افراد در زمان غیبت امام زمان علیه السّلام

و اشاره‌ای به اعمال شب نیمۀ شعبان

14517
نسخه عربی

وظیفۀ افراد در زمان غیبت امام زمان علیه السّلام

4
  • اگر قرار بر این باشد که بگوییم: « ظهور حضرت در آن موقع برای من فایده دارد!» ظهور برای کسی که هزار سال پیش هم از دنیا رفته، برای او هم فایده دارد! این همان معنا، ولایت غیبی است که ظاهر و باطن ندارد و سررشتۀ همۀ امور به دست اوست.

  • پس بنابراین، اینکه ما بیاییم و وقتمان را بگذرانیم به اینکه امام علیه السّلام کِی ظهور می‌کند و در زمان ظهورش چه می‌شود و امثال‌ذلک، این چه نفعی برای ما دارد؟! چقدر بودند افرادی که سابق مدعی ملاقات با امام زمان علیه السّلام بودند در همین دنیا و برای مردم حکایاتی نقل می‌کردند و برای مردم آثار و علائمی را بیان می‌کردند، اما الآن آنها در دل خاک خفته‌اند!1 یعنی باطل! یعنی اینها همه باطل بوده دیگر.

  • اهمیت اصلاح نفس خود قبل از ظهور

  • من خودم شنیدم از بعضی از افرادی که آنها به ضرس قاطع زمان ظهور حضرت را تعیین می‌کردند و بعد خودشان را هم از افرادی که در زمان ظهور هست، از آنها معرفی می‌کردند درحالتی‌که دو سال است که از دنیا رفته‌اند! حتی یکی از اینها آمده بود پیش پدر ما و یک شب به پدر ما گفته بود که ـ البته این قضیه که خدمتتان عرض می‌کنم، مال بیست سال پیش است ـ گفته بود: «آقا، من می‌خواهم به شما یک بشارت بدهم!» گفتند: «خب!» بعد به پدرمان گفته بود که: «یک بشارتی می‌خواهم به شما بدهم که باید یک سور بدهید ها! یک سور باید بدهید تا این بشارت [را بگویم]!» مرحوم پدرمان خندیده بود: «حالا شما بشارت را بده، إن‌شاءالله سور طلبت!» از این افرادی بود که در بعضی از این علوم عجیبه و غریبه و اینها یک مقداری اطلاعاتی داشت. گفت: «من حساب کرده‌ام در علم اعداد و جفر و اینها که شما جزء 313 نفری هستید که در رکاب امام زمان هستید!»

  • پدر ما سه سال پیش از دنیا رفت! همان موقع هم ایشان [البته] رد نمی‌کرد، می‌خندید، مزاح می‌کرد، شوخی می‌کرد؛ [می‌فرمودند]: «إن‌شاءالله امیدواریم که ما را قبول کنند!» از این عبارت‌هایی که نه حکایت از ردّ مسئله است، نه حکایت از قبول آنهاست. ولی صحبت در این است که پدر ما معطل نشد که این امام زمان ظهور کند، [بلکه] همان موقع کار خودش را ساخت! اما آن بنده‌خدا همین‌طور به این انتظار بنشین، مجلس تشکیل بده، مردم را جمع کن، با آنها صحبت کن: «حضرت این موقع ظهور می‌کند! حضرت چه می‌کند!» بعد هم سر مردم را یک مقداری با همین حرف‌ها گرم بکنند و بعد هم هِی بگویند: «نشد و نشد و بداء شد و این‌طور شد!» این مطالب صحیح نیست. سر مردم را گرم کردن با این مطالب صحیح نیست. چرا انسان واقعیت را نیاید مطرح کند؟! چرا یک حقیقتی را نیاید مطرح کند؟! چرا آنچه که به‌درد مردم و به‌درد خودش می‌خورد آن را نیاید برای مردم مطرح کند؟!

    1. به‌عنوان‌نمونه رجوع شود به مطلع انوار، ج 1، ص 290.