وظیفۀ افراد در زمان غیبت امام زمان علیه السّلام
3من وقتی در فلان جا بودم ـ یکی از شهرها ـ در فلان سنین، خودم با بعضی از محاسبات و کارهایی که کردم بهدست آوردم که حضرت در سال 1416 هجری قمری (یعنی همین دو [سه] سال پیش) ظهور میکند!
البته آن موقعی که ما خدمت ایشان رسیدیم شاید حدود هفت هشت سال پیش بود، و تمام این مدت به همین حرفها گذشت. من از ایشان یک سؤال کردم، گفتم:
در اینجا چند مسئله مطرح است: مطلب اول اینکه این مطالبی را که شما نسبت به ظهور حضرت میفرمایید که: «در این سال ظهور میکند! فلان کس خواب دیده! فلان کس مکاشفه کرده!» و امثالذلک، یا درست است یا غلط است؛ اگر این مسائل غلط است که چرا شما اینها را برای مردم مطرح میکنید، و چرا مردم را به اشتباه میاندازید؟! و چرا...؟! چون احتمال غلط بودن و باطل بودن میرود دیگر!
خُب، چطور اینکه دیدید باطل بود! یعنی ایشان به ما گفتند: «در سال 1416» الآن ما 1418 [1419] هستیم و هنوز این مسائل دیده نشده؛ پس معلوم است که این باطل بوده دیگر. گفتم:
اگر این مطالب غلط است، چرا شما بیان میکنید؛ و اگر این مطالب صحیح است چرا ما اینها را از ائمه نشنیدیم؟! این چه مصلحتی هست که امام علیه السّلام نباید برای مردم بیان کند که در سال هزار و چهارصد و چند ـ فرض کنید که ـ ظاهر میشود؟!
البته آنطوریکه آنها مطرح میکردند بهنحو کلی بود، اما بهنحو خصوص بیان نکردهاند. گفتم:
این مطلبِ اول. و اما سؤال دوم اینکه بر فرض که این مطالب صحیح باشد، این مطالب برای کسی مفید است و بهدرد کسی میخورد که زمان ظهور حضرت را درک بکند. اگر شخصی قبل از ظهور حضرت از دنیا برود، ظهور حضرت به چه درد او میخورد؟ چه فایدهای دارد؟! حالا گیرم بر اینکه امام زمان علیه السّلام دو ماه دیگر ظهور کند، و من بدانم یک هفتۀ دیگر از دنیا میروم، بهدرد من چه میخورد؟! چه دردی ازدردهای مرا دوا میکند؟! و چه نفعی برای کمال من دارد ظهوری که حضرت دو ماه دیگر [میکند]؟!

