اهمیت پرداختن به عیوب و نقائص خود
1أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
یك روایتی به نظرم رسید در طول راه كه بودیم، آن را عرض كنم ... این روایت شیرین از معصوم ... علیه السلام روایت است كه فرمودند كفی بالمرء یشتغل بعیوبه عن عیوب الناس [طوبی لِمن شَغله عَیبُه عن عُیوب النّاس1] یعنی اگر انسان متوجه نقائص خودش باشد و متوجه مراتب جهل و عدم كمال و عدم معرفت باشد، خواهی نخواهی باید به خود بپردازد و از سركشی به سایرین و حالات سایرین پرهیز كند.
در این اواخر در زمان ... مرحوم آقا یك روز ایشان راجع به پرداختن به خود برای دوستان خود صحبت میكردند. میفرمودند كه سالك آن كسی است كه در حركت به سوی خدا چشم از عیب ببندد و فقط متوجه خود و آغاز خود و كارهای خودش باشد. درست مانند آن شاگرد و دانشجویی كه برای رسیدن به امتحان [انتها] و به دست آوردن نتیجه تلاش میكند و تمام همّ و غمّ خود را [مصروف] كسب اطلاعات برای نتیجه بهتر قرار میدهد. شما دیدید كه به جای كتابت و به جای مطالعه وقتی كه یك هفته بیشتر به امتحان باقی نمانده، هی این شخص حركت كند و در منزل این و آن، دوستان و آشنایان همكلاسیها برود و هی سوال كند شما چقدر درس خواندید؟ شما چقدر آمادگی دارید؟ اگر ملاحظه كنید میگویند از عقل بی بهره است وقتی یك هفته بیشتر به امتحان باقی نمانده سركشی كردن و سراغ اینوآن رفتن و ... از دیگران رفتن و پرس و جو كردن یك كار ابلحانه است. فرمودند سالك [راه] خدا مانند آن شخصی است كه فردا صبح امتحان دارد و باید از شب تا صبح خودش را آماده كند.
مرحوم علامه طباطبایی در آن زمانی كه درنجف اشرف بودند خیلی به ایشان اعتراض میكردند كه چرا ایشان وقتی از مسجد بیرون میآید سرش را میاندازد پایین به دكانها نگاه نمیكند، به مردم نگاه نمیكند و با افراد خوشوبش نمیكند، سلام و علیك نمیكند، بنشیند صحبت كند، این طرف و آن طرف برود؛ میرود درسش را میخواند و برمیگردد منزل و یا میرود در حرم و دوباره مناجات میكند. و میگفتند كه اینها افرادی هستند كه در مسائل اجتماعی شركت نمیكنند، اینها با مردم خوش و بش نمیكنند، اینها خود را تافته جدا بافته فرض میكنند. حضرت آقا میفرمودند: این كوته فكران نمیدانند كه علامه طباطبایی به چه دردی مبتلا است و چه نقصانی را احساس میكند كه فقط به خود میپردازد.
- نهج البلاغة، خطبة ١٧٦

