اهمیت پرداختن به عیوب و نقائص خود
3آن كسی كه از منزل میآید بیرون و همش به این طرف و آن طرف نگاه میكند و با مردم سر و كله میزند و اوقاتش را به بطالت میگذراند از ضعف خود غافل است. او مانند یك شخص مستی میماند و بیهوشی میماند كه هر بلایی بر سر او بیاورند متوجه نمیشود. اگر شخصی درد داشته باشد به طبیب مراجعه میكند او دیگر سراغ ... و دیگران نمیرود. آن كسی كه درد دارد، آن كسی كه ... دارد، آن كسی كه جهل [ن] دارد به دیگران نمیپردازد و هی به این طرف و آن طرف سركشی نمیكند، این به دنبال مداوای خودش است، چاره جویی برای رفع نقائص خودش است.
و ما در زمان مرحوم آقا مشاهده میكردیم كه متأسفانه افرادی هستند كه به حد خود قانع نیستند، دائما از دیگران ایراد میگرفتند، دائما حالات دیگران را مدّ نظر قرار میدادند، و روی آن بحث میكردند، مطلبی را بزرگ و بزرگی را كوچك میكردند؛ اینها افرادی بودند كه درد نداشتند. كسی كه مطلبی دارد و نقائصی دارد سرش به كار خودش است، دیگری هر چه بگوید او كاری ندارد، دیگری هر خلافی انجام بدهد اگر تكلیف باشد برای تذكر مطلب دیگری است، باید تذكر داد ... اما این كه انسان هی به این طرف برود كه این چه كار انجام میدهد، كجا میرود و مرام و مشی او چیست، تمام اینها دور شدن از راه است، تمام اینها پرداختن به غیر است.
امروز به فردا و فردا هم به پس فردا و ماه میگذرد و دائما انسان بر گردش به سر میبرد. راهی را طی نكرده مانند آن مركبی كه چشمش را ببندند و از صبح تا شب به دور خودش بگردانند و خیال كند كه راهی طی كرده است. راه خدا پرداختن به خود است، گذشت از خود است، چاره جویی برای فردای خود است، رفع نقائص خود است، رسیدن به معرفت است، باز كردن و باز شدن درهای رحمت و كنار رفتن پرده های جهل بین انسان و بین پروردگار است.

