منطق متعالی اسلام در برابری انسان ها
7یعنی اوّل دربارۀ خودم اجرا کردم؛ زیرا عبّاس عموی من است دیگر!
تمام رباهایی که در جاهلی گرفتید، همه موضوع است!1
یعنی هر کس هر قرضی که از مردم گرفته است، از تومانی سه شاهی و یا پنج شاهی، یا تومانی یک عبّاسی و یا یک تومان، اصل مال را برگرداند و تمام رباها را رها کند! از الآن به بعد، تمام رأسُالمالها را باید بدهید و رباهایش ساقط است!
ما فقط یک چیزی میشنویم! آن بزرگان عرب، آن ثروتهای خودشان را به قرض میدادند و منتظر بودند که إشباع کنند و تمام سرمایههای یک فقیر، از خانه و زندگی و گوسفند و گاو، همه را بگیرند و ببرند، که همینطور هم بود و میگفتند: «ما ده سال پیش پولی به زید دادهایم و این پول ده سال مانده است و الآن آنقدر ورم کرده است که خانه و زندگیاش را میخواهیم ببریم!» آنوقت پیغمبر به آنها میگوید: «بعد از ده سال باید فقط همان را بگیرید!»
میگفتند:
اصلاً این حرف پیغمبر درست نیست و ما نمیفهمیم! ﴿إِنَّمَا ٱلۡبَيۡعُ مِثۡلُ ٱلرِّبَوٰاْ﴾؛2 «بیع و خرید و فروش عین ربا است و هیچ تفاوتی بینشان نیست!»
شروع مقابلۀ پیغمبر با سنن جاهلی از نزدیکان خود
آنوقت پیغمبر میفرمایند:
من تمام این رباها را زیر پای خودم گذاشتم و اوّل ربایی را که ساقط کردم، ربای عمویم عبّاس است!
یعنی اوّل این حکم را دربارۀ همین عمویم عبّاس ـ که عمو مثل خود انسان است ـ و از ربا خوارهای معروف بود و پول قرض میداد و ربا میخورد، اجرا میکنم تا دربارۀ افرادی که دورتر باشند، موجب تعجّب نشود که: «این حکم سقوط ربا دربارۀ افراد غیر است، ولیکن دربارۀ خود پیغمبر و خاندانش نیست!» نه، اوّل برای همین افراد است.
یا اینکه اگر کسی در زمان جاهلی یک نفر را کشته و الآن مسلمان شده است، شما دیگر نمیتوانید خون آن مسلمان را بریزید! خون شخصی که در زمان جاهلی کشته شده است دارای قیمت نیست، ولی خون کسی که اسلام پیدا کرده است دارای ارزش است! حال اگر یک نفر در زمان جاهلی زید را کشته است و الآن هم مسلمان شده است، آنها دیگر به تقاصّ او نمیتوانند این مسلمان را بکشند؛ چون او مشرک بوده و در زمان جاهلی بوده است. و پیغمبر این حکم را اوّل دربارۀ خودشان اعمال کردند. و نظیر این موارد موجود است.3
- تحف العقول، ص ٣١.
- سوره بقره (٢) آیه ٢٧٥.
- تحف العقول، ص ٣١.

