منطق متعالی اسلام در برابری انسان ها
6معنای عقل در منطق رسول خدا
ما به چه قِسم میتوانیم این حرف را با منطق رسولاللَه و سیرۀ امیرالمؤمنین و مکتب تشیّعی که در آن هستیم و با آن عقل عالی و عقل فطری که براساس حقّانیت است، مقایسه کنیم؟! این است معنای عقلی که رسول خدا به امیرالمؤمنین علیهما السّلام میفرماید:
إذا رایتَ الناسَ یتَقرَّبونَ إلیٰ خالقهم بأنواعِ البِرّ، فتقَرَّب أنت إلیه بعقلِک تَسبِقْهم؛1 «زمانی که دیدی همۀ مردم به خالقشان به انواع کارهای خوب تقرّب میجویند، تو با عقلت تقرّب بجو تا از همه جلو باشی!»
امر پیغمبر به ازدواج دختر عمّۀ خود با غلام آزادشدۀ خودشان برای هدم سنّت جاهلی تبعیض طبقاتی
خود پیغمبر هم همینطور است؛ میگفت: «من یکی مثل شما هستم!» پیغمبر غلام و کنیز نداشت؛ دختر عمّۀ خودشان را به پسر خواندۀ خودشان دادند2 و اُمّأیمن را که یک کنیز حبشی بود، برای زید بن حارثه گرفتند و اُسامه از او به دنیا آمد.3
وقتی که رسول خدا خواستند دختر عمّۀشان را برای پسر خواندۀشان بگیرند، خود پیغمبر نگران بودند که: «خدایا، من چگونه میتوانم این را در میان مردم إبراز کنم؟!» چون مردم به همان سُنن جاهلی عادت کردهاند و نمیتوانند این حرفها را بپذیرند؛ خیلی قضیّه و داستان مفصّلی است که پیغمبر چه قِسم زمینهچینیها کردند و چطور شد تا اینکه بعداً پیشنهاد دادند.4 برای زینب هم که دختر عبد المطّلب و بزرگ قریش است و خانم است، اینکه زن یک غلام و یا پسر خواندۀ رسول خدا بشود، مثل این است که زنِ نوکری بشود؛ برای او چقدر شکست است!5 آنوقت پیغمبر باید این قضیّه را بهعنوان اسلام و به امر پروردگار اجرا کند. انسان اگر بخواهد این کارها را در بین مردم پیاده کند و مردم قبول کنند و عمل کنند، خیلی مشکل است!
مبارزۀ پیغمبر با سنّت جاهلی ربا، و شروع آن از عمویشان
یا اینکه دربارۀ ربا، پیغمبر آن آیات ربا را در حجّةالوداع میخوانند و میفرمایند:
ربا باید برداشته بشود و اوّل ربایی که من زیر پایم گذاشتم، ربای عمویم عبّاس است!
- مشکاة الأنوار، طبرسی، ص ٢٥١؛ إحیاء علوم الدّین، ج ٣، جزء ٨، ص ٢٩؛ با قدری اختلاف در مصادر.
- تفسیر القمی، ج ٢، ص ١٩٤.
- إعلام الوریٰ، ج ١، ص ٢٨٦.
- رجوع شود به امام شناسی، ج ٥، ص ١١٥ ـ ١٢٢.
- الطبقات الکبری، ج ٨، ص ١٠١.

